1481280067117965_thumb.jpg 1481280067117965_thumb.jpg 1481280067117965_thumb.jpg 1481280067117965_thumb.jpg
tina (آفلاين)

تینا؛ همین !! [درباره]
tina فریاد میزند :

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : tinaa19
نام کامل : tina
امتیاز کاربری : 28486
جنسیت : زن

موسیقی پروفایل

بیشترین برچسب های استفاده شده

بارکد اختصاصی

tina
tina
نمی گویم به این دیوانه بازیهام عادت کن
فقط مثل گذشته با دل تنگم رفاقت کن

گرفته جنگل تنهایی ام را درد در آغوش
بیا آتش بزن، قلبِ مرا از درد راحت کن

تویی که مثل برمودا دلم را جذب خود کردی
به عشق دخترانِ چشم رنگی هم حسادت کن

بیا و مرد باش و کمتر از آنی که می بینم
مرا با گرگهای هرزه گرد بیشه قسمت کن

دلم یخ بسته، اسکیموی شرقی، با دمِ گرمت
کمی از این دلِ یخ بسته ی قطبی حمایت کن

نیوتن گفت آری، هر عمل، عکس العمل دارد
تو هم "قانونِ دوّم شخص عاشق" را رعایت کن


... ادامه

دیدگاه

اشتراک گذارنده 7171komeyl و 2 نفر دیگر
tina
tina
گاهی از عشق ،باشکوه تر است بودن باکسی که ، خوب بلد است زخم هایت را ، ببوسد

دیدگاه

tina
tina
چ قشنگه این
همسرم رفته به بازار خدا رحم کند /
با پری چهره و گلنار، خدا رحم کند /
قصد دارند که یک کفش و لباسی بخرند /
با همین یک شی و صنار خدا رحم کند /
من که از دوره دامادی خود ساخته ام /
با همین یک کت و شلوار خدا رحم کند /
خانه ام باز از این هفته هتل خواهد شد /
به هتل هم به هتل دار خدا رحم کند /
عمه ایمیل فرستاده و هم زنگ زده /
که شده طالب دیدار خدا رحم کند /
گفته با هیئت همراه، حدودا ده روز /
می شود بر سرم آوار، خدا رحم کند /
خاله هم گفته که با شوهر خود می آید / هردوهم مرغ و پلو خوار، خدا رحم کند /
همسرم خنده کنان گفت همین یکشنبه / مادرش می رسد این‌بار خدا رحم کند /
عیدِ من خوب تراز باقلوا خواهد شد /
پیش این نخل شکر بار خدا رحم کند /
"زپلشک آید وزن زاید و میهمان زیاد" /
برسد از در و دیوار خدا رحم کند/
باید آماده یک سکته دیگر باشم /
کله پا می شوم این بار خدا رحم کند /
من به یک جمع بدهکار م و خواهشمندم /
که به آن جمع طلبکار خدا رحم کند
... ادامه

دیدگاه

اشتراک گذارنده 7171komeyl
tina
tina
کاش خدا ،با فضلش ، باما برخورد کنه نه با

دیدگاه

اشتراک گذارنده pozos
tina
tina
قهر کنید ، ولی حرف بزنید

دیدگاه

اشتراک گذارنده YeGii
tina
tina
يك سري از آدم ها را
حاضري همه جوره كنار خودت داشته باشي
به عنوان هر چيزي كه ميشود و امكان دارد
عشق ، دوست ، رفيق!
مهم بودنشان است
اينكه مطمئن باشيم كه هستند
چه دور چه نزديك،
حتي اگر غريبه ترين آشنا شوند!
بعضي از آدم ها اينقدر خوب هستند
و حس خوب دارند كه بودنشان دلگرممان ميكند
جوري كه حاضريم به خاطرِ بودنشان
از خودمان و غرورمان بگذريم
و خودمان را پشت خنده هاي مصنوعي قايم كنيم
تا نفهمند نبودنشان چه به روزمان آورده
... ادامه

دیدگاه

اشتراک گذارنده Bta parisakamalii
tina
tina
ﻫﯿﭻ ﻫﻢ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﺒﻮﺩﯼ، ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﺑﯽ ﺟﻬﺖ ﺍﻏﺮﺍﻕ ﮐﺮﺩﻡ، ﺩﻟﺒﺮ ﻭ ﺭﻋﻨﺎ ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﺍﺯ " ﻟﺌﻮﻧﺎﺭﺩﻭ ﺩﺍﻭﯾﻨﭽﯽ" ﻋﺬﺭﺧﺎﻫﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ
ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻋﮑﺲ ِ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ِ " ﻣﻮﻧﺎﻟﯿﺰﺍ" ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯽ ﺍﺻﻠﻦ " ﺷﻬﺮﺯﺍﺩ" ِ ﻗﺼﻪ ﻫﺎ ﭼﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺍﺯ ﻣﻮﻫﺎﯼ ِ ﺗﻮ ﯾﻠﺪﺍ ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﺩﻟﺨﻮﺵ ِ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮﯼ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ِ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﺑﻮﺩﯼ
ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﮔﻮﻥ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﻧﻪ ﻋﺴﻞ، ﮔﺲ ﺑﻮﺩ ﻃﻌﻢ ِ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺩﯼ
ﻣﻦ ﭼﻪ ﺍﺣﻤﻖ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻗﺼﺮ ِ ﮐﻨﺪﻭﻫﺎ ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﭼﺸﻢ ِ ﺗﻮ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻥ ِ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ
ﺯﻭﺭﻗﯽ ﺑﺎ ﭘﻠﮏ ِ ﭘﺎﺭﻭ ﺩﺭ ﺩﻝ ِ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﻣﻦ ﭼﻪ ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﺮﺍﺯﻭﯼ ِ ﺩﻟﻢ ﮐﻪ
ﺗﺎﺭ ِ ﻣﻮﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﺑﺎ ﭼﻪ ﺭﻭﯾﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ِ "ﻧﻈﺎﻣﯽ " ﺭﺍ بخوانم
ﺑﺲ ﮐﻪ " ﻣﺠﻨﻮﻥ" ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﯿﺨﻮﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ " ﻟﯿﻼ" ﮐﺸﯿﺪﻡ

ﻣﺮﻍ ﻣﺎﻫﯽ ﺧﺎﺭ ِ ﺑﺪﺗﺮﮐﯿﺐ! ﺟﻮﺟﻪ ﺍﺭﺩﮎ ِ ﺯﺷﺖ!
ﺑﺎﻭﺭﺕ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﻬﺰﺍﺩﻩ ﯼ ِ ﻗﻮﻫﺎ ﮐﺸﯿﺪﻡ؟

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺵ ﺑﺎ ﺍﻭ، ﻣﯿﺮﻭﻡ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ
ﺧﺎﻃﺮﺕ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﭘﺎ ﮐﺸﯿﺪﻡ

... ادامه

دیدگاه

اشتراک گذارنده sara-
tina
tina
چ قشنگه

بی قرارم، نه قراری که قرارم بشوی
من مسافر شوم و سوت قطارم بشوی

می شود ساده بیایی و فقط بگذری و...
زن اسطوره ای ایل و تبارم بشوی

ساده تر، این که تو از دور به من زل بزنی
«دار» من را ببری دار و ندارم بشوی

مرگ بر هر چه به جز اسم تو درزندگی ام
این که اشکال ندارد تو «شعارم» بشوی

مرگ خوب است به شرطی که تو فرمان بدهی
من انا الحق بزنم، چوبه ی دارم بشوی

عاشقت بودم و از درد به خود پیچیدم
ذوالفنونی که نشد سوز سه تارم بشوی

آخرش رفتی و من هم که زمین گیر شدم
خواستی آنچه که من دوست ندارم بشوی


... ادامه


tina
tina
خسته ام مثل جواني که پس از سربازي
بشنود يک نفر از نامزدش دل برده

مثل يک افسر تحقيق شرافتمندي
که به پرونده ي جرم دخترش برخورده

خسته ام مثل پسر بچه که درجاي شلوغ
بين دعواي پدر مادر خود گم شده است

خسته مثل زن راضي شده به مهر طلاق
که پس از بخت بدش سوژه ي مردم شده است

خسته مثل پدري که پسر معتادش
غرق در درد خماري شده فرياد زده

مثل يک پيرزني که شده سربار عروس
پسرش پيش زنش بر سر او داد زده

خسته ام مثل زني حامله که ماه نهم
دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است

مثل مردي که قسم خورده خيانت نکند
زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

خسته مثل پدري گوشه ي آسايشگاه
که کسي غير پرستار سراغش نرود

خسته ام بيشتر از پير زني تنها که
عيد باشد نوه اش سمت اتاقش نرود

خسته ام کاش کسي حال مرا مي فهميد
غير از اين بغض که در راه گلو سد شده است

شده ام مثل مريضي که پس از قطع اميد
در پي معجزه اي راهي مشهد شده است

علي صفري
... ادامه

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad-
tina
tina
دانی كه نو بهار جوانی چسان گذشت؟
زود آنچنان گذشت، كه تیر از كمان گذشت

نیمی به راه عشق و جوانی تمام شد
نیم دگر بغفلت و خواب گران شد

صد آفرین به همت مرغی شكسته بال
كز خویشتن شد و، از آشیان گذشت

افسرده‌ای كه تازه گلی را ز دست داد
داند چها به بلبل بی خانمان گذشت

بنگر به شمع عشق، كه در اشك و آه او
پروانه بال و پر زد و، آتش به جان گذشت

بشنو درای قافله سالار زندگی
گوید به خواب بودی واین كاروان گذشت

ظالم اگر به تیغ ستم، خون خلق ریخت
از خون بیگناه، مگر می توان گذشت؟

(مشفق) بهار زندگیت گر صفا نداشت
شكر خدا كه همره باد خزان گذشت




ALI-SEVEN
... ادامه


اشتراک گذارنده sarmad-