هادی (آفلاين)

مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط هادی قادر به مشاهده مشخصات او هستند
هادی
هادی

ڪنی، نظرڪنی ڪنی، ستم ... گر ڪه جفا،گر ڪه از تو حذر شود دارم_باشم، نه در یک ات نه در ات مثل یک خوب باشم در کنار همه هایت..دوست دارم هایی که هیچوقت نمیکنی، همه شبهایی که تا صبح ..#دوست دارم باشی من دارم و دقایقی بگذرند، که بر حریر#دستانت نکشم و چون#کبوتری بر ننشینم و در شناور نشوم ات#شعر است ات شعر و#عشقت #آذرخشی میان رگ هایم سرنوشت..


اشتراک گذارنده hori67
هادی
هادی

‌ی ابرو که چشمت می‌کند این دل را #آتش فشانــی می‌کند سبز در یک روز قشنگی مثل چه آرام و توفانی های ، یا آن زیر چشمی اصلا با همین پنهانی این پلنگ بی را به کرنش ‌کشانی مغرورم! هم خوب می‌دانی تا که می‌آیم در حال مشوش که رفتن و ماندن ـ قشنگی را طرح یا نبندی بر صورت ، نیفشانی می‌نشینی را می‌گسترانی جامی نقره روی کرمانی نه ! فرشته ، از می‌سوزد آدم ‌ای از آتشی، با اینکه ، من هر چند در دنیای فنا شد لااقل بر بی‌رنگم تو


اشتراک گذارنده hori67
هادی
هادی

چه می کند..!!!!! می شد آسمان را به#پرنده خورشید را به زمین را به درخت را به ماهی را به برکه و#تو را به#من بسپارند تاریکی می داند ماه روشن است فقط می داند دست های #آب، چقدر دقیق نان را فقط آدم می داند فقط تو می دان #عاشقتم_عشقم...به رنگی چشمانت به هم#مهربانی ات به برگ دفتر شعرم و به دل بی قرارم که تمام#منی... به اندیشیدن سکوت من است ، ترین و طوفانی ترین سکوت درونم هستی ، همیشه مچون#قلبی که ندیده ام همچون#قلبی که به درد آورد همچون که زندگی می بخشد دوستت نداشته باشم!؟ که می روی با قدم هایت شاخه های درختان به می افتند سرت ها به پرواز در آیند و کنار پایت گربه ها را لوس می کنند چگونه نداشته باشم!؟ !!!! ..


اشتراک گذارنده hori67
هادی
هادی

را چنان به تو ! که بعد از هوای دلبر نمی کنم تپد قلبم و با تپشی قصه ترا میگوید اگر از تو جدایم می گشایم گره از چه باک این عشق سرانجام مرا تا به سراپرده شـادم که در تو سـوزم که در خیـــال تو گریم که بعد وصـل تو باز در" عشــق زوال " تو می گریم دانی از چه خواهم؟ من، تو تو پای تا سر ! زندگی گر باره بُوَد بار دیگر تو بار تو..! #آه ای آنکه غم نیست میبرم بر تو و بر رشک سخت و می سازی در دلی ، آتش جاویدی را این بار که آمدی یادم باشد به باران بگویم ببارد تا در کنار هم #هم در پیاده رویی از مردمان قدم تو مرا صدا و جااااان را کنم این بار با بیا تا شاید شود


اشتراک گذارنده hori67
هادی
هادی

بلورین ماه ِ من شب ِ یلدایی است محشر شدن اسراف در است فکر ِ ِ جدیدم، قیس شده نه نمی گویم که ِ سرمه ات لیلایی است و زنهای ِ حسود ِ بحث ِ داغ ِ روزشان ِ زیبایی است وعده ی ِ "چون تو شدن" با میکاپ و مِش دهند ِ پایت بهترین آب و ِ نقشه هاست هر در هوایت نام ِ آن است پیش ِ قند ِ هایت تا کمر خم میشود ِ قاجاری که ِ استکان ِ چایی گوشوارت توامان ِ همرنگ ِ شراب از این دو آخر ِ گیرایی است با خیالت نوازد ضرب و ت#صنیفش ملوک: نرم نرمک تا لب ِ قدی "رعنا"یی است#نازخاتون! چشم برنو! مو اسبی! کج کلاه! تازه چرا مانده ام هنوز هرکسی که شد چاره اش است من عشق تو را و هنر است با همه گری بر تو رسیدن است هر چه هم ناز ناز بود به خدا کشیدن است دل من شد و چاره آن تو شد تو دیدن و است


هادی
هادی

بغلت کنم و گوشت آهسته : ها ! گلدارت را که بپوشی، می شود... ‌ #آبیت را که سر ، بهارتر! می شوی و مهر و چه فرقی ، وقتی #آغوش شماست به رفت و آمدِ این ها نیست، خودِ خودِ شمایی دلبر! یک عمر بهارم باشی...#مثلا چهارفصل باشم...❤ بهت بگم جان سلااااام سلااااام بهانه تمام # دووووست تو... عاشق تر از میکند، چه معجونی شود... بالمس تُـو... با#حس عشـقِ تُـو... ‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‎‏‎‌‎‏‎#نفـس هایتـ ضـربانـ ❤ ـم را بہ شماره اندازد تو آرامـ بڪش منـ لحظہـ ات مے شوم


اشتراک گذارنده hori67 و 4 نفر دیگر
هادی
هادی

[لینک ضمیمه]
هایتـ قلبـ❤ ـم را بہ می اندازد تو آرامـ بڪش منـ لحظہـ ات مے شوم آیا ! شما را در قلبم به خود با یک دنیا یک صداقت و کلمه ی دارم در ؟ نری گل که خودت دیوانه! تو اینقدر ماهی؟ این همه ؟ نیست به دور و ! کمی به که نه به من بیا! چه بلایی آورده ای!؟ ای که منی! منی! می شود یک با من بزنی؟ زیر ، دو نفر شود! تو ! من بگم ای منی ? جان زیاد نکن من دوربرت لحظه ای تو رو کنم من


اشتراک گذارنده hori67 fmz-mi
هادی
هادی

دلم من دارم «تو» را هر روز دیگری باید #«دوست داشت»..!! میبینَمِت ،#دِلَم نِمیآد حَتیٰ پِلک.. تو من یار من و منی ؟؟؟ پس تا که به ے کسی ❤ ️فقط پـیـش #"تـــــــو" آرومه دلیل #آرامشم...به چــــه ڪنم تو را به ...یا به آبیِ دریــــا!!!! تر می گویم...تـــو منی...#وقتی از تو می نویسم دریا می شود و مرغان که بر آب به پرواز در آیند..و عشق خود با می گویند..و مداد من برهم خوردن را می یابد.. از تو می نویسم از بهشت نویسم اے براے تو تو ‌ ڪرده ے اے بلاے تو ڪه تـو جانی و


اشتراک گذارنده hori67 و 6 نفر دیگر
هادی
هادی

#"تو همانی که به قصر من سلطانی" قلب منی خودت دانی از نفس تو ضربان گیرد همه در تپش جان کن ای شه دل من عشقی و این را به می دانی نه ریاضی‌ام و نه ‌ام من «تو شناسی‌ام» !! عشق تو می کنم می‌کنم من به درک تو از هم دوستدار تو و های توام کن عشقم تا نمایم مردانه دارمت،این را ، بفهم از ‌های متین ‌ام نکن که مثل عاشق تو هم، بوسه هایت طعم دگر دارد چه این های تو در من دارد ے اونے ڪ اگر تو همہ واسش جا تو قلب اندازه تمام واسش جا می نویسم دارم دلم برایت می نویسم به هستم...#بخوان دلم برایت شده


اشتراک گذارنده hori67 و 9 نفر دیگر
هادی
هادی

#آنقدر "دوستت دارم"ها #"دلتنگی"ها #"خاطرات" به زبان های روی قلم ها میدهم را زمین بگذارم و آشوب های دلم را گوشَ ت نجوا کنم را لازم ، چند دقیقه ابرازِ ...دیگر ، هر آنچه و به نیاوردی! دانی واژه ای معناست وقتی تو می کشی منــم منــم ناله و منــم و مشهور تویی تواب منم #"چنان مشتاقم ای به دیدارت ڪه از " در این از تنهایی ام می میرم کجا چو من تحمل کردن که در خواب و خیال از هایت بوسه گیرم اگر چه این مرا از تو جدا ولی در خواب آن دنیا در #آغوش تو درگیرم در آغوشت دارم و از نشانی نیست چه از خواب بر خیزم و از غصه مرا این زنده دارد که بیادت هستم ولی از این دوری هر روزم گیرم داغ کرده ام برای من بگو بپاش دل در#آسمان از عشق با زُحل شراب دور کن دو مثنوی بده دو از سحر بخوان سه از عسل بگو را سه کن به سیم آخرش دو 3قطعه از قمر بخوان از عمل بگو


اشتراک گذارنده hori67 و 8 نفر دیگر