IMG_20180216_181403_270.jpg IMG_20180114_004110.jpg IMG_20171207_185838_947.jpg IMG_20180104_084849.jpg
satiya (آفلاين)

satiya فریاد میزند :
مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط satiya قادر به مشاهده مشخصات او هستند
satiya
satiya
خبری نیست
ولی منتظرم ؛
که بیاید،
برسد،
در بزند ...
سر بچرخاند و با بغض بگوید: جانم
رفتنم را کُشتم ...
IMG_20180114_004110.jpg


اشتراک گذارنده behnosh59 و 6 نفر دیگر
satiya
satiya
در شب کوچک من
دلهره ی ویرانی ست
گوش کن !
وزش ظلمت را میشنوی ...!؟



فروغ_فرخزاد
IMG_20171207_185838_947.jpg


اشتراک گذارنده behnosh59 و 5 نفر دیگر
satiya
satiya
ناگهان در کوچه دیدم بیوفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بَعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را...

اخوان_ثالث...
IMG_20180104_084849.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 7 نفر دیگر
satiya
satiya
تو
با شال گردن و چتر
میان همین شعر آواز بخوان ‌و قدم‌ بزن
تا من‌ به خدا ثابت‌ کنم
باران گاهی از زمین به آسمان‌میبارد!

تو
با بارانی‌ِ سپید، دل بِبَر
تا خدا قبول ‌کند
حواسش پرتِ تو بوده و کمی برف
در جیب هایت‌ جا گذاشته!

تو
مثل همیشه زیبا باش
تا من و خدا
وقتی‌تو را شعر میکنیم
از ترسِ گم کردنِ فصل ها
در آغوشِ هم‌
کمی ‌گُم شویم

تو
با قلمی ‌که روی لبهات دوستت دارم
را نقاشی‌ میکنی
برایمان آدرس فصلی‌ نو را بنویس؛
فصلِ ما شدن
فصلِ عشق.
... ادامه
photo_۲۰۱۷-۱۰-۱۱_۱۰-۰۸-۳۷.jpg


اشتراک گذارنده kamixx و 9 نفر دیگر
satiya
satiya
من آرزومند دهانت هستم ،
صدايت ،مويت
دور نشو
حتي براي يك روز
زيرا كه
زيرا كه
چگونه بگويم؟
يك روز زماني طولاني ست
براي انتظار من
چونان انتظار در ايستگاهي خالي
در حالي كه قطارها
در جايي ديگر به خواب رفته اند
تركم نكن
حتي براي ساعتی
چرا كه قطره هاي كوچك دلتنگي
به سوي هم خواهند دويد ...


تقدیم به مخاطب همیشه خاصم
... ادامه
سیبسسشب.jpg


اشتراک گذارنده kamixx و 8 نفر دیگر
satiya
satiya
یک بار برایم نوشتی دوستت دارم،
من هزار بار خواندمش، هزار بار ضربان قلبم بالا گرفت
هزار بار نفس در سینه ام برید..
هزار بار در وجودم ریشه کرد!
انگار که هزار بار شنیده ام، انگار که هزار بار نوشته ای...
یک بار در آغوشت کشیدم،
هزار بار خوابش را دیدم،
هزار بار تب ﮐﺮﺩﻡ، هزار بار آرام گرفتم
انگار که هزار بار در آغوشم بوده ای!
تو یک بار دروغ گفتی،
من دروغت را هزار بار تکرار ﮐﺮﺩﻡ،
هزار بار رویا ساختم، هزار بار باور کردم
انگار خانه ام را روی آب ساخته باشم!
تو یک بار نبودی،
من هزار بار دنبالت گشتم،
هزار بار خاموش بودی
هزار بار به در بسته خوردم!
هزار بار دلم گرفت،
انگار که تمام هزارانم را باخته باشم..
و اما یک باره
در دلم فرو ریختی
و من که تو را هزار بار زندگی کرده بودم هزار بار مردم!
تو همیشه همان یک بودی،
یک دوستی، یک تب، یک رابطه، یک تجربه
و این من بودم که از" یک" هزار ساخته بودم!
... ادامه
photo_۲۰۱۶-۰۴-۱۳_۲۰-۰۶-۱۶ (2).jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 10 نفر دیگر
satiya
satiya
اگر بودي
محكم به سينه مي چسباندمت و برگ و شاخه هايمان در هم تنيده ميشد
كبوتران شادي از لبهايم به لانه هاي تو پناه ميگرفت و از لانه هاي تو به فصل من و از فصل من به أبديت تو مهاجرت مي كردند
كاش بودي
تا ابرهايم را به هواي تو بلند ميكردم
تا بال به سمت من مي گشودي
و من باد ترانه ي دستهايت ميشدم
كاش جاده اي كه مي رفت
دوباره برگردد
من
هنوز هم
تمام غذاهاي دونفره و لباسهامان
تمام إسناد هويتمان پرسه و بوسه و آغوش و لبخندمان را در اين چمدان با خود
به همه جا كشانده ام...
... ادامه
photo_۲۰۱۷-۰۹-۰۱_۱۳-۵۰-۵۵.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 8 نفر دیگر
satiya
satiya
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید
عکس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود ؛

ماهیان می گفتند :
«هیچ تقصیر درختان نیست»

ظهر دم کردهٔ تابستان بود ،
پسر روشن آب
لب پاشویه نشست ،
و عقاب خورشید
آمد او را به هوا برد که برد ؛

به دَرَک راه نبردیم به اکسیژن آب
برق از پولک ما رفت که رفت

ولی آن نور درشت ،
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد می آمد ، دل او
پشت چین های تغافل می زد ،
چشم ما بود
روزنی بود به اقرار بهشت ؛

تو اگر در تپش باغ
خدا را دیدی ،
همتی کن و بگو :
ماهی ها ،
حوضشان بی آب است ...

باد ،
میرفت به سر وقت چنار ؛
من ،
به سر وقت خدا می رفتم ...
... ادامه
photo_2017-08-14_20-59-04.jpg


اشتراک گذارنده kamixx و 9 نفر دیگر
satiya
satiya
چونکه فردا روز خیلی مهمی هستش برام 119 درخواست دوستیمو اکسپت میکنم .

برای همتون ارزوی روزهایی خوب و فردایی بهترو دارمممممم.


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 10 نفر دیگر
satiya
satiya
در زیباترین
عاشقانه های جهان
همیشه "قلب"یک زن در میان است!

زن اگر نباشد
پرنده ی شعر
در شاخه های دفتر هیچ شاعری
پر نمی زند...
photo_2017-08-16_13-49-43 (3).jpg


اشتراک گذارنده Doyle و 7 نفر دیگر