تلخ نویسان برتر

گروه عمومی · 568 کاربر · 12707 پست
هر چه دل میگوید برزبان بیاور گاهی شاد گاهی غمگین

بیشترین برچسب های استفاده شده

آخرین اعضا

ملحق شده اند
1395/08/3 - 12:30
ملحق شده اند
1394/06/6 - 20:37
ملحق شده اند
1394/04/31 - 02:57
ملحق شده اند
1394/02/23 - 12:23
ملحق شده اند
1394/02/19 - 20:07
ملحق شده اند
1394/01/16 - 15:30
ملحق شده اند
1394/01/3 - 21:45
ملحق شده اند
1393/12/27 - 22:08
ملحق شده اند
1393/12/1 - 15:35
ملحق شده اند
1393/11/20 - 18:23

ارسال به تلخ نویسان برتر

**FM7
**FM7
بیوگرافی زنده یاد سید جواد ذاکر

نام : میر محمد
نام خانوادگی : ذاکری طباطبایی
نام پدر : میر حبیب
وضعیت تاهل :متاهل
فرزند: نداشت
مشهور به : سید ذاکر
تاریخ ولادت : سی ویکم شهریور ماه ۱۳۵۵
محل ولادت : خوی ( یکی از توابع آذربایجان غربی)
شماره شناسنامه : ۴۵۶۳۶
محل دفن : شهر مقدس قم در قبرستان نو (پشت حرم حضرت معصومه (سلام الله)
تاریخ فوت : پانزدهم تیر ماه ۱۳۸۵ بیمارستان میلاد تهران
علت فوت : ابتلا به سرطان ریه (بعد از گذراندن ۴۰ روز در حالت کما و بستری بودن در بیمارستان شهید بهشتی کاشان و بیمارستان میلاد تهران )


کاملترین زندگینامه سید جواد ذاکر:
شمه ای از احوالات سید ذاکر(دوران کودکی،طلبگی و...) را اینجا ببینید.

زندگینامه سید جواد ذاکر
خودم با اینکه همه چیز رو درباره سید میدونستم ولی نمیدونم چه جوری زندگینامش رو بنویسم به خاطر همین از وبلاگ یکی از دوستان برداشتمش.فقط چیزی که معمولا تو زندگینامش ننوشتن اینه که سال 73 به قم اومد وبه حوزه رضویه رفت . هیئت شیفتگان حضرت رقیه (س)قم رو سید به همراه دوستش سید علی سجادی تاسیس و ایت الله سجادی پشتیبانی کردند.سید جواد با آیت الله سجادی در عید غدیر چند سال پیش عقد اخوت(برادری)بستند.ایت الله سجادی در مراسم چهلم سید میفرمود :........سید جواد با من عقد اخوت بست و برادری حق هایی داری که یکی از اونها شفاعت هست من به شفاعت سید امیدوارم......(البته عین جمله نیست)

سید هیچوقت نخواست از دستگاه سید الشهدا سو استفاده کنه .یه بار از زبون حاج اقا دارستانی شنیدم که یه هیئت شیرازی به سید پیشنهاد چند میلیونی دادن ولی سید قبول نکرد.

شناسنامه سید که تو بعضی از سی دی ها گذاشتن شناسنامه دوم سید هست یعنی سید قبلا یه شناسنامه دیگه داشت توی اون نوشته سید محمد جواد ذاکری ان شا الله در اولین فرصت یه عکس از اون شناسنامه میذارم

اینا چیزایی بود که کمتر تو وبلاگا دیدم حالا بقیه رو بخونید:

*سال ۱۳۵۵ در شهرستان خوی از شهرستانهای اذربایجان غربی و در خانواده ای متدین و از سلاله حضرت زهرا (س) پسری به دنیا امد که نامش را ( سید محمد جواد ) نهادند.

*پدر سید محمد جواد میر حبیب ذاکر نام داشت که وی از مداحان بااخلاص شهرستان خوی بود.

* مادر وی که زنی مومنه واز سادات بود در همان دوران کودکی سید محمد جواد دارفانی را وداع گفت و سید محمد جواد از دوران کودکی از مهر مادری بی نصیب بود .

* وی تا پایان دوران تحصیلی متوسطه در خوی بود و مداحی که در ریشه خاندان وی ریشه داشت را هم ادامه داد.

*بعد از پایان تحصیلات برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد.

*سید محمد جواد پرچم دار سبکهای جدیدی از مداحی بود که بسیاری از مردم الالخصوص جوانان را به سوی هیئت ها میکشاند حتی جوانانی که تا قبل از ان انسی با هیئت ها نداشتند.

* خیلی سریع نام سید ذاکر بر سر زبان ها افتاد و در دل خیلی از دوستدارانش جای گرفت.

* در قم برای وی محدودیت ایجاد کردند . سید به دارالمومنین کاشان رفت از انجا به اصفهان و بعد از مدتی مجددا" به کاشان بازگشت و گهگداری در قم هم مداحی میکرد . ضمن اینکه سید بعد از ازدواج در قم زندگی میکرد

*سید جواد خلوص نیت داشت . بسیار فروتن و متواضع بود و از غیبت و تهمت زدن به دیگران دوری میجست.

* نزدیک به یک سال قبل از فوتش میر حبیب ذاکر پدر سید محمدجواد به دیار باقی شتافت و برای اخرین بار سید برای شرکت در مراسمات ترحیم پدر به خوی رفت .و این اخرین حضور وی در زادگاهش بود . زیرا خیلی سریع علایم بیماری سرطان در وی هویدا شد .

*بعد از سپری کردن دوران شیمی درمانی برای اولین بار سید در روز عید غدیر در هیئت جنت الحسین (ع) حضور پیدا کرد و اخرین حضور وی روز ۲۸ و ۲۹ صفر در سال ۸۵ در مشهد مقدس و در حضور هیئت زنجانیها بود .

* بیماری سید به اوج رسید و وی در اوایل خرداد ماه در اثر از کار افتادن سلولهای مغز در کما فرو رفت و بعد از حدود ۴۰ روز در ساعت ۲ بامداد شانزدهم تیر ما ه ۱۳۸۵ به دیدار معبودش شتافت.

*پیکر زند یاد ذاکر در مقابل حرم حضرت معصومه (س) و در قبرستان (نو ) و در کنار قبر رسول ترک ارام گرفت.

*سید جواد ذاکر حق عظیمی بر جوانان علاقه مند به اهل بیت دارد. واینک با هر بار شنیدن صدای باصلابت این فرزند زهرا (س) فاتحه ای نثار روحش کنیم .
... ادامه
s.jpg


اشتراک گذارنده nicefunboy01 Sara_sh77
**FM7
**FM7
گل سرخ از غم دوریت خودش رو کشت و پرپر کرد تو ناز پرورده ای عشقم به اغوش خودم برگرد
حقیقت اینه که نیستی باید به گریه عادت کرد باید از دور تو رو دید و باید مرز و رعایت کرد
تو قلب من مصیبت بود امان از لحظه رفتن چه سوگوار بود دل خونه که گل ها گریه میکردن
نباشه سرزنش اما همیشه باورت کردم چرا وقتی که میرفتی نگفتی بر نمیگردم


اشتراک گذارنده nicefunboy01 yasi22nice
**FM7
**FM7
یه ذره دلخوشی داشتم که شاید مال منی باشی شاید روزی که دلتنگ و شاید وقتی که تنها شی
یه ذره دلخوشی داشتم که شاید قصه برگرده شاید دنیا بشه روزی به کام اون که دلسرده


اشتراک گذارنده nicefunboy01 yasi22nice
**FM7
**FM7
کلاغــــی به شاخــی شده جای گـــیر -------- به منـــــــــــقار بگرفته قــدری پنیر

یکـــی روبـــهی بــوی طــــعمـه شنــید--------به پیــــش آمـــــــد و مدح او برگزید

بگـــفتا ســـــــــلام ای کلاغ قــــــشنگ--------که آیی مرا در نظر شـــــوخ وشنگ

اگــــر راســـــــتی بـــــــــــود آوای ِتـــو--------به مانـــــند پـــــــــرهای زیبای تــو

در این جـــنگل انــدر ســـــــــــمندر بُدی--------براین مــــرغ ها جـمله سرور بُدی

ز تـــعریفِ روباه شـــــــد زاغ ،شــــــــاد--------ز شــــــــــادی نیاورد خود را به یاد

به آواز کـــــــردن دهــــــــان برگشــــود--------شــــــــکارش بیـــفتاد و روبه ربود

بگفـتا که ای زاغ ایـــن را بـــــــــــــــدان--------که هر کس بُود چرب و شیرین زبان

خـــورد نعمت از دولــتِ آن کــــــــــسی--------که گـــفتِ او گـــــــوشَ دارد بسی

چنان چـــــــون به چــــــربی نطق و بیان--------گــــــرفتم پنیر ِ تــــــــورا از دهان
... ادامه


اشتراک گذارنده nicefunboy01
**FM7
**FM7
اشتراک گذارنده nicefunboy01
ROKSANA   گروه
ROKSANA گروه
تمام تنم میلرزد....

از زخمهایی که خورده ام.....

من از دست رفته ام....

شکسته ام میفهمی....

یه انتها بودنم رسیده ام

اما....

اشک نمی ریزم

پنهان شده ام پشت

لبخندی که درد میکند...
... ادامه


اشتراک گذارنده farid- و 3 نفر دیگر
**FM7
**FM7
چه عاشقانه است این روز های ابری…
چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی…
چه عاشقانه است شکفتن گل های اقاقیا…
چه عاشقانه است قدم زدن در سرزمین عشق…
و من
چه عاشقانه زیستن را دوست دارم…
عاشقانه لالایی گفتن را دوست دارم…
عاشقانه سرودن را دوست دارم…
عاشقانه نوشتن را دوست دارم…
عاشقانه اشک ریختن را…
عاشقانه خندیدن را دوست دارم…
دفتر عاشقانه ی من پر از کلمات زیبا در نثار
بهترین و عاشقانه ترین کسانم…
و من
عاشقانه می گِریَم…
عاشقانه می خندم…
عاشقانه می نویسم…
و در سکوت تنهایی عاشقانه می میرم…
... ادامه


اشتراک گذارنده h-71
**FM7
**FM7
عادت کرده ام
کوتاه بنویسم
کوتاه بخونم
کوتاه حرف بزنم
کوتاه نفس بکشم
تازگی ها
دارم عادت می کنم
کوتاه زندگی می کنم
یا شاید
کوتاه بمیرم
نمی دانم
فقط عادت …
... ادامه


اشتراک گذارنده h-71
**FM7
**FM7
سلام
کسی از قیمت هدهد یاهمون شانه بسر خبر داره چند هس؟