♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕ فریاد میزند :
مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط ♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕ قادر به مشاهده مشخصات او هستند
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕

دکتر شریعتی :

« راهنمایی که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !...

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم . »

«پناه»
میبرم «به خدا»،

از عـیبی که،
«امروز» در خود می بینم،
و
«دیروز»
«دیگران را» به خاطر،
«هـمان عیـب» ملامت کرده ام.

محتاط باشیم، در «سرزنش» و «قضاوت کردن دیگران».

وقتی
نه از «دیروز او» خبر داریم و نه از "فردای خودمان"
... ادامه


اشتراک گذارنده hastii_raad و 2 نفر دیگر
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
گاهی وقت‌ها خسته می‌شوم، تا حدی که دیگر توان گلایه از روزگار و مشکلات را هم ندارم..
گاهی هم بخاطر فشار زیاد مشکلات، که در زندگی برایم پیش می‌آید، ناراحتی‌هایم را با خدا در میان می‌گذارم، بعضی از مواقع تا مرز کفر هم میرسد..
او مرا به صبر دعوت میکند..
از صبر هم گلایه می‌کنم..
او مرا به صبر دعوت میکند..
و من همچنان گلایه می‌کنم..
او بازهم مرا به صبر دعوت میکند!!..
حضورش را کنارم احساس میکنم..
سکوت می‌کنم..
آرامشی خاص، وجودم را فرا میگیرد.‌.
دیگر گلایه نمیکنم..
و او را هزاران بار بخاطر وجودش در زندگیم، شکر میکنم..
و خدایم کافیست در مقابل تمام مشکلات و نداشته هایم..
و خدایم کافیست.‌.‌‌.
... ادامه


اشتراک گذارنده hastii_raad و 6 نفر دیگر
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
یا بشین تنگ ِدلم
و زُل بزن توچشام؛
دستامو بگیر تو دستات و
آروم بیخِ گوشم بگو :
واسه این چشما میشه موند
میشه خوند،
میشه دیوونگی کرد،"
اونوقت منم خودمو جم و جور کنمو
وسرمو گم کنم تو قفسه ی سینتو بگم:
واسه این "امنیت"میشه زندگی کرد،
واسه این "تکیه گاه"میشه دیوونگی کرد،
واسه این "عشق"میشه مُرد،
بیا بشین تنگِ دلم؛
و زل بزن تو چشام و
دستاتو قفل کن تو دستام،
و بریم به جنگِ هرچی فاصله اس،
بریم واسه نبردِ هرشبی که بدون تو صب میشه و
صبحی که بدون تو بخیر میشه؛
بیا زندگیمونو برداریم و بریم یه جای دور
من تورو برمیدارم،
تو منو،،،
بیا بشین تنگِ دلم،
هوای دیوونگی زده به سرم...

... ادامه


اشتراک گذارنده hastii_raad و 7 نفر دیگر
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
بهم نگو "استراحت كن، تا خوب شى"
باهام حرف بزن، تا خوب شم
من بيشتر از هر چيزى، به صدات نياز دارم تا آرومم كنى ..!
به بودنت كنارم، نياز دارم كه دستامو بگيرى ..
فشارشون بدى ..
حسِ آرامشِ دستاتو بهم بدى و بگى: " ببين دختر جون .. من خودم هستم كه آرومت كنم
نه ميخواد استراحت كنى، نه هم قُرص مُرص بخورى ..
خودم حالتو روبراه ميكنم ..
كسى هم اگه خواست حالتو خراب كنه، با خودم طرفه ..
چشم ازت برنميدارم كه مبادا حالت بد شه ..
اصلاً ميبرمت بيرون يه چرخى بزنيم تا اين شهر، حسابِ كار دستش بياد كه هيچ جوره، نميتونه حالتو خراب كنه ..
نميتونه تا وقتى من و تو كنارِ هميم، انرژىِ منفى بهمون بده ..
اصلاً ببين دختر جون، من فقط اومدم كه تو، توو زندگيت آرامش داشته باشى، من قربونِ آقايى برم ..! خب؟! "
... ادامه
IMG_20180508_131424.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 11 نفر دیگر
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
چرا خصوصی میدین پاک میکنین!!!!!!!


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 2 نفر دیگر
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
- لامذهب دلبرى كردن را از بر بود!
می دانست كجا بايد لبخندى بزند تا دين و دنيايم را برايش يک جا بدهم..
موهايش را طورى روىِ چشمانش می ريخت
كه هوش و حواس از سرم می برد..
عطرِ تنش هربار ، نسبتِ مستقيم با حال و هوايش داشت ..
يک روز ، گرمِ گرم ... يک روز ، سردِ سرد
ترس داشتم ، ترسِ از دست دادنَش را ...
حسود بودم ، به آدم هايى كه قبل از من
تمامِ اين اطوارهايش را ديده بودند!
می نشستم ساعت ها فكر می كردم ،
كه چند نفر را مثلِ من ، ديوانه ىِ خودش كرده
آنقدر فكر می كردم كه يادم می رفت دوستش داشته باشم...!
كه يادم می رفت شايد تمامِ اين حس و حال را يک بار فقط در زندگی ام تجربه كنم..
درست آن جا كه يادم رفت دستانِ ضعيفِ ظريف و زيباىِ زنانه اش را محكم بگيرم ،
آرام دستانم را رها كرد ..
آرام دستانم را
خودم را
دوست داشتنم را ...
رها كرد رفت !


... ادامه
IMG_20180508_001809.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 10 نفر دیگر
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ
ﺷﺪﻩ
ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻴﻄﻨﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﻭﻗﻔﻪ،
ﺑﻴﺨﻴﺎﻟﻲ ﻫﺎﻱ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ،
ﻧﺎﺯ ﻭ ﻛﺮﺷﻤﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻭ ﺁﻳﻨﻪ
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﻲ ﺩﻟﻴﻞ،
ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﻬﺎﺭ ﻧﺸﺪﻧﻲ،
ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ،
ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﺯﻙ ﻧﺎﺭﻧﺠﻲ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺑﻲ ﻫﻮﺍ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ !
ﭼﻪ ﻗﺪﻱ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﻃﺎﻗﺘﻢ !
ﺿﺮﺑﺎﻫﻨﮓ ﻗﻠﺒﻢ ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻣﻴﺰﻧﺪ !
ﭼﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺍﻱ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﻭﺯﻱ،
ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺳﺨﺖ ﺷﺪﻥ ﻫﻢ ﺭﺿﺎ ﻧﻤﻴﺪﻫﻢ !
ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﺷﺪﻥ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻢ،
ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻧﺶ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ !
ﺟﺎﻱ ﺑﺴﺘﻨﻲ ﻳﺨﻲ ﻫﺎﻱ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﺍﻡ ﺭﺍ
ﻗﻬﻮﻩ ﻫﺎﻱ ﺗﻠﺦ ﻭ ﭘﺮ ﺳﻜﻮﺕ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ !
ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻟﺤﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﻢ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺟﺪﻱ ﺍﺳﺖ
ﻛﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻴﺒﺮﻡ ...
ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺷﺎﺩﻱ ﻫﻢ ﻗﻬﻘﻬﻪ ﺳﺮ ﻧﻤﻲ ﺩﻫﻢ ! ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﻱ ﺍﻛﺘﻔﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ !
ﭼﻪ ﭘﻴﺸﻮﻧﺪ ﻋﺠﻴﺒﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻠﻤﻪ ﺧﺎﻧﻢ !!!
ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺳﻤﺖ ﻣﻴﻨﺸﻴﻨﺪ
ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺳﺮ ﺧﻮﺷﻲ ﻭ ﺑﻲ ﺧﻴﺎﻟﻴﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ،
ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﺶ ﻭﺯﻧﻪ ﻭﻗﺎﺭ ﻭﻣﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ
ﺭﻭﻱ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﻣﻲ ﮔﺬﺍﺭﺩ !
ﻧﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺑﺪ ﺑﺎﺷﺪ،ﻧﻪ ! ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﻛﻨﺪ ﻭﺯﻧﺸﺎﻥ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻧﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﺩﺭﻭﻧﻢ
ﺯﻳﺮ ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺁﻥ ﺑﻤﻴﺮﺩ ...
... ادامه


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 10 نفر دیگر
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
چی میشد الان اخرای مرداد بودیم ..
بعضی وقتا شدید به ساعت زمان نیاز پیدا میکنم . که سریع بزنم جلو همه اتفاقا رد شه ...


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 7 نفر دیگر
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
نيست ؟
اين همه به ” لاكچِري ” كافي نيست ؟
اين همه دورِ هايِ آلود !
اين همه #آرمِ ماشين هايِ ،
كه خيلي در كنارِ هايتان مي درخشد !
اين همه هايِ قيمت !
اين همه هايِ كات شده و حذفِ كسي كه در ايستاده !
اين همه تراشيده !
اين همه مُتل !
باور كنيد هر چيزي دارد …
بعد مي ناليم كه ما را به خاطرِ نمي خواهند !
مگر جرم است ؟
كنيد !
يك مدت باشيد و بي #آلايش زندگي كنيد …
هايِ خودِ واقعي تان را به بُگذاريد …
اگر از هايتان مي شوند ، تان شوند …
باور كنيد ” سادگي ” نيست

علي قاضي نظام
... ادامه


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 10 نفر دیگر
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕
♕↷☞ֆムみムℜ☜↶فریادسیاه♕



بنظرم #آدم،
بی‌دلیل به نمی‌کنه،
بی‌دلیل رو نداره،
بی‌دلیل کسی رو نمی‌کنه.
بعضی از #آدما،
بدون اینکه ،
بدون اینکه ،
رو ‌فهمن،
بدون اینکه کنی،
می‌کنن.
بعضیا مرز #آدم بودن رو می‌کنن،
واسه همینه که می‌شن.
گاهی وقتا که می‌گیره،
به فکر می‌کنم، به .
به اینکه چرا هیچ راه نداره.
بعضی وقتا که می‌گیره، پشت می‌شینم،
می‌کنم،
به #آسمون می‌شم،
شاید اونجا کنم.
... ادامه


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 11 نفر دیگر