photo_2018-08-12_22-12-28.jpg photo_2018-08-12_21-59-52.jpg photo_۲۰۱۸-۰۷-۲۷_۱۵-۳۰-۰۴.jpg photo_۲۰۱۸-۰۸-۰۵_۱۴-۴۴-۴۴.jpg
reyhanaaaa (آفلاين)

reyhanaaaa فریاد میزند :
مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط reyhanaaaa قادر به مشاهده مشخصات او هستند
reyhanaaaa
reyhanaaaa
photo_2018-08-12_22-12-28.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad- 7171komeyl
reyhanaaaa
reyhanaaaa
photo_2018-08-12_21-59-52.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad-
reyhanaaaa
reyhanaaaa
وقتي از ته دل بخندی
وقتی هر چیزی را به خودت نگیری ،
وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی ،
وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی

آن زمان است که واقعا زندگی می کنی ... !
بازی زندگی، بازی بومرنگ‌هاست؛

اندیشه‌ها، کردارها و سخنان ما دیر یا زود با دقت شگفت‌آوری به سوی ما بازمی‌گردند.

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad-
reyhanaaaa
reyhanaaaa
آموز

چه کسی میتواند مانع پیشرفت شما شود؟

یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلواعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود:

(( دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت!!. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت 10 صبح در سالن اجتماعات برگزار می شود دعوت می کنیم .

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکی از همکارانشان ناراحت می شدند اما پس از مدتی ، کنجکاو می شدند که بدانند کسی که مانع پیشرفت آن ها در اداره می شده که بوده است .

این کنجکاوی ، تقریباً تمام کارمندان را ساعت 10 به سالن اجتماعات کشاند.رفته رفته که جمعیت زیاد می شد هیجان هم بالا رفت. همه پیش خود فکر می کردند:این فرد چه کسی بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟به هرحال خوب شد که مرد!!

کارمندان در صفی قرار گرفتند و یکی یکی از نزدیک تابوت رفتند و وقتی به درون تابوت نگاه می کردند ناگهان خشکششان می زد و زبانشان بند می آمد.

آینه ایی درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه می کرد، تصویر خود را می دید. نوشته ای نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:

((تنها یک نفر وجود دارد که می تواند مانع رشد شما شود و او هم کسی نیست جز خود شما. شما تنها کسی هستید که می توانید زندگی تان را متحول کنید.شما تنها کسی هستید که می توانید بر روی شادی ها، تصورات و وموفقیت هایتان اثر گذار باشید.شما تنها کسی هستید که می توانید به خودتان کمک کنید.))

زندگی شما وقتی که رئیستان، دوستانتان،والدینتان،شریک زندگی تان یا محل کارتا تغییر می کند،دستخوش تغییر نمی شود.

زندگی شما تنها فقط وقتی تغییر می کند که شما تغییر کنید، باورهای محدود کننده خود را کنار بگذاریدو باور کنید که شما تنها کسی هستید که مسوول زندگی خودتان می باشید.

مهم ترین رابطه ای که در زندگی می توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
مواظب خودتان باشید. از مشکلات ،غیر ممکن ها و چیزهای از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت های زندگی خودتان را بسازید.

دنیا مثل آینه است.
... ادامه

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad- elijoonnn
reyhanaaaa
reyhanaaaa
photo_۲۰۱۸-۰۷-۲۷_۱۵-۳۰-۰۴.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad- milad00
reyhanaaaa
reyhanaaaa
photo_۲۰۱۸-۰۸-۰۵_۱۴-۴۴-۴۴.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad- kkkaa
reyhanaaaa
reyhanaaaa
photo_۲۰۱۸-۰۸-۰۹_۱۴-۴۷-۱۲.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad-
reyhanaaaa
reyhanaaaa
ای بابا حوصلم سر رفت هووووووووووووووووووووووف
02.png

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad- fmz-mi
reyhanaaaa
reyhanaaaa
اندازه یه اردکم نیستیم !! میگی نه بخون تا متوجه بشی ....
وقتی دو اردک بعد از دعوایی که با هم میکنند و طولی نمی کشد ، از هم جدا میشوند و در جهت مخالف هم شنا می کنند .
بعد هر یک از اردک‌ها چند بار بالهایش را به شدت به هم می زند و انرژی مازادی را که در طول دعوا در او جمع شده بود آزاد می کند .
آنها بعد از بهم زدن بالهایشان با ارامش روی آب شناور می شوند ، مثل اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده است .
اگر اردک دارای ذهن انسان بود ، چه قدر زندگی برایش دشوار می شد ....
درسی که اردک به ما می آموزد این است :
بال هایت را به هم بزن
ماجرا را رها کن ، كينه كسى رو به دل نگير وقتی از کسی کینه به دل میگیرید در حقیقت ، برده او می شوید . . .
مراقب خود باشید ، هرکس شما را می آزارد او را ببخشید ، نه بخاطر اینکه او مستحق بخشش است ، به دلیل اینکه شما سزاوار و مستحق آرامشید .....
نفرت مثل زهرى است كه ذره ذره خود مى نوشى و انتظار دارى طرف مقابلت آسیب ببيند ، در حالى كه اينطور نيست ، جز آسیب به خود نتيجه ى ديگرى ندارد پس ببخش و رها شو و به تنها مکان قدرت یعنی زمان حال برگرد .
 داستان های کوتاه

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad- fmz-mi
reyhanaaaa
reyhanaaaa
داستان آموزنده صد دلاری!

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت.

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگاه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.


این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.
داستان های کوتاه

دیدگاه

اشتراک گذارنده sarmad- fmz-mi