مادرَم.jpg مادرِ.jpg دوسـت.jpg رؤیا.jpg
علی (آفلاين)

بندۀخداوعاشق اطاعت خدا ورسول الله«صلَّ الله .. [درباره]
علی فریاد میزند :
مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط علی قادر به مشاهده مشخصات او هستند
علی
علی
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ

اسفند ماه در ایران باستان سپندارمزگان«ایّام عشق ومحبت»است
؛
سلام؛دوستان عزیزم ؛صمیمانه دوستتان دارم؛

دخترعزیزم،این نامه ام را یکی دوبار بخوان...سلام مامانی؛ از تو می خواهم روزی که می بینی من پیر شده ام، صبور باشی و بیشتر از آن درک کنی که من در چه دوره ای هستم. اگر وقتی صحبت می کنیم من یک چیز را هزار بار تکرار می کنم با گفتن: «اینرا یک دقیقه پیش گفتی...» حرفم را قطع نکن. لطفا فقط گوش کن. سعی کن کودکی ات را به یاد بیاوری که من هرشب یک داستان را برایت می خواندم تا بخوابی.

هنگامی که من نمی خواهم حمام بروم عصبانی نشو و من را خجالت زده نکن. سعی کن به یاد بیاوری وقتی یک دختر کوچک بودی و مجبور بودم دنبال تو بدوم، وقتی برای رفتن به حمام بهانه می آوردی.

وقتی می بینی من چقدر با تکنولوژی جدید ناآشنا هستم، به من زمان بده یاد بگیرم و طوری نگاه نکن که... و به یاد بیاور من چه صبورانه به تو همه چیز را آموختم، مثل غذاخوردن مناسب، لباس پوشیدن، شانه زدن موهایت و رویایی با مسائل روزمره...روزی که می بینی من پیر شده ام، از تو می خواهم صبور باشی و مرا درک کنی...وقتی گاهی من یادم می رود که درمورد چه چیزی صحبت می کردیم، به من فرصت بده به یاد آورم و اگر نتوانستم بداخلاق، بی حوصله و گستاخ نشو. فقط با تمام قلبت بدان که مهم ترین چیز برای من، بودن با توست. و هنگامی که پاهای پیر و خسته ام به من اجازه نمی دهند پا به پای تو بیایم، دستت را به من بده، همانطوری که وقتی کوچک بودی تازه می خواستی راه بروی. هنگامی که آن روزها آمدند، ناراحت نباش... فقط با من باش و مرا در آخرین روزهای زندگی ام باعشق درک کن. من قدردان و سپاسگزار تو خواهم بود به خاطر هدیه زمان و لذتی که باهم سهیم می شویم. با لبخند و عشقی که من همیشه نثار تو کرده ام. من فقط می خواهم بگویم... دوستت دارم دختر عزیزم...»
بیائید به همدلیِ بی منّت لبخند بزنیم

مراقب لحظاتِ دوست داشتنیِ زندگی باشیم...



gol.زندگیتون پرازنورِ رحمتِ خداوندجان وجهان آفرینgol.

... ادامه
مادرَم.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 7 نفر دیگر
علی
علی
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ

اسفند ماه در ایران باستان سپندارمزگان«ایّام عشق ومحبت»است
؛
سلام؛دوستان عزیزم ؛صمیمانه دوستتان دارم؛

دخترعزیزم،این نامه ام را یکی دوبار بخوان...سلام مامانی؛ از تو می خواهم روزی که می بینی من پیر شده ام، صبور باشی و بیشتر از آن درک کنی که من در چه دوره ای هستم. اگر وقتی صحبت می کنیم من یک چیز را هزار بار تکرار می کنم با گفتن: «اینرا یک دقیقه پیش گفتی...» حرفم را قطع نکن. لطفا فقط گوش کن. سعی کن کودکی ات را به یاد بیاوری که من هرشب یک داستان را برایت می خواندم تا بخوابی.

هنگامی که من نمی خواهم حمام بروم عصبانی نشو و من را خجالت زده نکن. سعی کن به یاد بیاوری وقتی یک دختر کوچک بودی و مجبور بودم دنبال تو بدوم، وقتی برای رفتن به حمام بهانه می آوردی.

وقتی می بینی من چقدر با تکنولوژی جدید ناآشنا هستم، به من زمان بده یاد بگیرم و طوری نگاه نکن که... و به یاد بیاور من چه صبورانه به تو همه چیز را آموختم، مثل غذاخوردن مناسب، لباس پوشیدن، شانه زدن موهایت و رویایی با مسائل روزمره...روزی که می بینی من پیر شده ام، از تو می خواهم صبور باشی و مرا درک کنی...وقتی گاهی من یادم می رود که درمورد چه چیزی صحبت می کردیم، به من فرصت بده به یاد آورم و اگر نتوانستم بداخلاق، بی حوصله و گستاخ نشو. فقط با تمام قلبت بدان که مهم ترین چیز برای من، بودن با توست. و هنگامی که پاهای پیر و خسته ام به من اجازه نمی دهند پا به پای تو بیایم، دستت را به من بده، همانطوری که وقتی کوچک بودی تازه می خواستی راه بروی. هنگامی که آن روزها آمدند، ناراحت نباش... فقط با من باش و مرا در آخرین روزهای زندگی ام باعشق درک کن. من قدردان و سپاسگزار تو خواهم بود به خاطر هدیه زمان و لذتی که باهم سهیم می شویم. با لبخند و عشقی که من همیشه نثار تو کرده ام. من فقط می خواهم بگویم... دوستت دارم دختر عزیزم...»
بیائید به همدلیِ بی منّت لبخند بزنیم

مراقب لحظاتِ دوست داشتنیِ زندگی باشیم...



gol.زندگیتون پرازنورِ رحمتِ خداوندجان وجهان آفرینgol.

... ادامه
مادرِ.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 8 نفر دیگر
علی
علی
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ

اسفند ماه در ایران باستان سپندارمزگان«ایّام عشق ومحبت»است

سلام؛دوستان عزیزم ؛صمیمانه دوستتان دارم؛
می تواند که تو را سخت زمیــنگیر کند
درد یک بغــض اگر بیـــن گلو گیــر کند
آسمان برسرم آوارشدآن لحظه که گفت
قسمت این است بنا نیست که تغییر کند

گفت امیدبه وصل من وتونیست که نیست
قصد کردَاست که یک روزه مرا پیر کند

میانِ خواب و بیداری ...

شَــبی دیدم خیـــــــــــالِ او ...

از آن شَـــــب واله و حیـــــــران ...

نه در خـــــوابم، نه بیــــــدارم ..

بیائید به همدلیِ بی منّت لبخند بزنیم

مراقب لحظاتِ دوست داشتنیِ زندگی باشیم...



gol.زندگیتون پرازنورِ رحمتِ خداوندجان وجهان آفرینgol.

... ادامه
دوسـت.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده mohammad4256 و 5 نفر دیگر
علی
علی
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ

اسفند ماه در ایران باستان سپندارمزگان«ایّام عشق ومحبت»است

سلام؛دوستان عزیزم ؛صمیمانه دوستتان دارم؛
می تواند که تو را سخت زمیــنگیر کند
درد یک بغــض اگر بیـــن گلو گیــر کند
آسمان برسرم آوارشدآن لحظه که گفت
قسمت این است بنا نیست که تغییر کند

گفت امیدبه وصل من وتونیست که نیست
قصد کردَاست که یک روزه مرا پیر کند

میانِ خواب و بیداری ...

شَــبی دیدم خیـــــــــــالِ او ...

از آن شَـــــب واله و حیـــــــران ...

نه در خـــــوابم، نه بیــــــدارم ..

بیائید به همدلیِ بی منّت لبخند بزنیم

مراقب لحظاتِ دوست داشتنیِ زندگی باشیم...



gol.زندگیتون پرازنورِ رحمتِ خداوندجان وجهان آفرینgol.

... ادامه
رؤیا.jpg


اشتراک گذارنده Makeh1372 و 6 نفر دیگر
علی
علی
سلام؛دوستان عزیزم ؛صمیمانه دوستتان دارم؛


می تواند که تو را سخت زمیــنگیر کند
درد یک بغــض اگر بیـــن گلو گیــر کند
آسمان برسرم آوارشدآن لحظه که گفت
قسمت این است بنا نیست که تغییر کند

گفت امیدبه وصل من وتونیست که نیست
قصد کردَاست که یک روزه مرا پیر کند

گفت دکتر من و تو مشکلمان کم خونیست
خون دل میـــخورم ای کاش که تاثیــر کند

گفت دکتر من و تو مشکلمان کم خونیست
خون دل میـــخورم ای کاش که تاثیــــر کند

در دو چشم تو نشســـتم به تماشای خودم
که مگَـــر حال مرا چشــــم تو تصـویر کند

خــواب دیدم که شَـــبی راهی قبرســـــتانم
نکنــــد خوابِ مَــــرا داغ تو تعبــیــــر کند

مشــت بر آینــه کوبیــــدم و گفتم شــاید
بشَـــود مثـــل تو را آینه تکثیــــر کند

بیائید به همدلیِ بی منّت لبخند بزنیم

مراقب لحظاتِ دوست داشتنیِ زندگی باشیم...
... ادامه
سرشیره.jpg


اشتراک گذارنده Makeh1372 و 4 نفر دیگر
علی
علی
سلام؛دوستان عزیزم ؛صمیمانه دوستتان دارم؛


می تواند که تو را سخت زمیــنگیر کند
درد یک بغــض اگر بیـــن گلو گیــر کند
آسمان برسرم آوارشدآن لحظه که گفت
قسمت این است بنا نیست که تغییر کند

گفت امیدبه وصل من وتونیست که نیست
قصد کردَاست که یک روزه مرا پیر کند

گفت دکتر من و تو مشکلمان کم خونیست
خون دل میـــخورم ای کاش که تاثیــر کند

گفت دکتر من و تو مشکلمان کم خونیست
خون دل میـــخورم ای کاش که تاثیــــر کند

در دو چشم تو نشســـتم به تماشای خودم
که مگَـــر حال مرا چشــــم تو تصـویر کند

خــواب دیدم که شَـــبی راهی قبرســـــتانم
نکنــــد خوابِ مَــــرا داغ تو تعبــیــــر کند

مشــت بر آینــه کوبیــــدم و گفتم شــاید
بشَـــود مثـــل تو را آینه تکثیــــر کند

بیائید به همدلیِ بی منّت لبخند بزنیم

مراقب لحظاتِ دوست داشتنیِ زندگی باشیم...
... ادامه
خوشا.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده mohammad4256 و 3 نفر دیگر
علی
علی
بعضی از آدم ها بیچاره ات می کنند
با چشم هایشان،
با نگاههایِ پُرمِهرشان
با لبخندهایی که بر لب می آورند

بعضی از آدم ها بیچاره ات می کنند
آنقدر که اگر روزی نباشند
دلگیرترین شهر می شوی....

برخی با نگاهشان بیچاره ات می کنند
برخی با ردپاهایی که به جای می گذارند

آنقدر که اگر روزی نباشند
گوئی،تمامِ شهر،
دیوانه ی بیچاره خطابت می کنند....
... ادامه
دل مهربون.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده mohammad4256 و 5 نفر دیگر
علی
علی
ازقول آتنا خانم به شهاب عزیز؛
عطر یاسَمَنهای آغوشت را درکلِّ وجودم جاگذاشته ای.

چه رویایِ عاشقانه ای پاک و بی ریاست
در این هوای بی نظیر بهاری؛در این ساعت عاشقی
به یاد چشمهایِ پُرامیدت،نگاه کردن،،،

ای چشمهای بـ،ـ،ـ،ـ،ـ،ـ،ــ،ـ،ـارانـ،ـ،ـ،ـ،ـِی
ببارید در فراق یارم...
ای کاش بودی و برای زمین خوردنهایم جانم،عزیزم،نترس میگفتی...

که با زبان عاشقانۀجان ؛پاشو پاشو چیزی نشده میگفتی

به یاد دستهایِ نوازشگرت که همۀ خوبیهارالمس میکردم
هر چندحالا ندارمت،،، اما دلم برایت پَــــــر میکشَـــــد

و در لحظه لحظه هــــای طنینِ نبضِ احساسم

وآهنگ قلبم هر شب بیادت به خواب می روم
و به رستگاریِ دعایِ خیرَم پشتِ سرَت نزدیک میشوم

دیوانه وار دوستت دارم ...

دارم ...
14atena
... ادامه
فکر.jpeg

دیدگاه

اشتراک گذارنده mohammad4256 و 5 نفر دیگر
علی
علی
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ


ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن

برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند
ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن

تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت
همت در این عمل طلب از می فروش کن

پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت
هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن

بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق
خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن

با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست
صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن

ساقی که جامت از می صافی تهی مباد
چشم عنایتی به من دردنوش کن

سرمست در قبای زرافشان چو بگذری
یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن

حافظ «ره»

؛با-لطف-خدا#
#
دعاگو؛مشاورتربيتیِ خانواده علی امیرعسجدی

m225
... ادامه
گلرز.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده mohammad4256 و 5 نفر دیگر
علی
علی
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ


ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن

برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند
ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن

تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت
همت در این عمل طلب از می فروش کن

پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت
هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن

بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق
خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن

با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست
صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن

ساقی که جامت از می صافی تهی مباد
چشم عنایتی به من دردنوش کن

سرمست در قبای زرافشان چو بگذری
یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن

حافظ «ره»

؛با-لطف-خدا#
#
دعاگو؛مشاورتربيتیِ خانواده علی امیرعسجدی
... ادامه
مادرَم.jpg


اشتراک گذارنده mohammad4256 و 4 نفر دیگر