445316029_159015.jpg images.jpg married-to-the-money-i-ain-t-never-letting-go_exlarge.jpg 802.jpg
محسن (آنلاين)

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : mohsen-33
نام کامل : محسن
امتیاز کاربری : 2591
جنسیت : مرد
2 ساله | 1 / 1 / 1394

بیشترین برچسب های استفاده شده

بارکد اختصاصی

محسن
محسن
بزرگی ! میگفت الآن فرداست ...

ولی من میگویم امروز هنوز دیشب است .

پس دیشبتان بخیر .... ای اهل دیشب !

دیدگاه

اشتراک گذارنده fmz-mi hamidagha91
محسن
محسن
نیمرو باید اینجوری با آدم حرف بزنه ... اووووووممممم
images.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده fmz-mi و 2 نفر دیگر
محسن
محسن
جاده های کوهستانی با آدم بازی میکنند ،
با ترس و شادی و اندوهی که ایجاد میکنند ،
اما جاده در کویر آرام و با وقار است و فقط آدم را به فکر وا میدارد ...
و من جاده را در کویر دوست دارم
چون میتوانم به تو فکر کنم ...


اشتراک گذارنده tanha_m و 5 نفر دیگر
محسن
محسن
آدم وقتی فقیر میشود
خوبی هایش هم حقیر می شوند

اما کسی که زر دارد یا زور دارد

عیب هایش هم هنر دیده می شوند
و چرندیاتش هم حرف حسابی به حساب می آیند



اشتراک گذارنده tanha_m و 3 نفر دیگر
محسن
محسن
از بزرگی پرسیدند خوش میگذره؟
گفت: خوش میگذره مال قدیم بود!

الان فقط خوشیم، که میگذره...


اشتراک گذارنده tanha_m و 4 نفر دیگر
محسن
محسن
اینان در ازای پول تن نمیفروشند ،

اینان در ازای تن پول میخرند !!!
married-to-the-money-i-ain-t-never-letting-go_exlarge.jpg


اشتراک گذارنده tanha_m و 4 نفر دیگر
محسن
محسن
احساسی ترین جمله عاشقانه :

عزیزم شماره کارتتو برام بفرست !!!


اشتراک گذارنده tanha_m و 2 نفر دیگر
محسن
محسن
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی، هنگام بازجویی از او پرسیدند:
چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟

او پاسخ داد: سراسر مملکت را و گرفته و همه تقصیر از او بود،
چرا که سر رشته‌ی همه چیز در مملکت ايران به او ختم میشد
و تمام قوا در شخص او متمرکز بود...

گفتند: این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند؛
او از خیلی امور و بی‌عدالتی‌ها و ناهنجاری‌ها بی اطلاع بود!

میرزا پاسخ داد: اگر اطلاع داشت که حقش بود
و اگر بی اطلاع بود
وای به حال مملکتی که شاهش از این همه دزدی بی عدالتی فقر و فساد بی اطلاع باشد،
همان بهتر که بمیرد!
... ادامه


اشتراک گذارنده tanha_m و 6 نفر دیگر
محسن
محسن
به خانه بر می‌‌گردم
جنگلی خشک
در تلویزیون می‌سوزد
پرنده ای غمگین
در رادیو آواز می‌خواند
تلفن را برمی دارم
شماره ای نمی گیرم
به شماره ای که نگرفته ام زنگ می زنم

کسی تلفن را برنمی دارد
کسی که تلفن را برنمی دارد تلفن را برمی دارد
با صدای بلند
به کسی که کسی نیست می گویم:
دوستت دارم
تلفن را می گذارم
... ادامه


اشتراک گذارنده tanha_m و 5 نفر دیگر