photo_2018-07-13_16-12-40فتن ورفتن.jpg photo_2018-07-06_16-56-32اب انار.jpg سماجت.jpg sharbt-tokhm-sharbati3-721x477ربت تخم ریحان.jpeg

چیزخاص وقابل عرضی ندارم. [درباره]
معصومه رنجبران فریاد میزند :
مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط معصومه رنجبران قادر به مشاهده مشخصات او هستند
معصومه   رنجبران
معصومه رنجبران
گر تو آزاد نباشی، همه دنیا قفس است...!

تا پر و بال تو و راه تماشا بسته ست،

هر کجا هست، زمین تا به ثریا قفس است...!

تا که نادان به جهان حکمروایی دارد،

همه جا در نظر مردم دانا قفس است...!


"فریدون مشیری"
... ادامه


اشتراک گذارنده fmz-mi و 2 نفر دیگر
معصومه   رنجبران
معصومه رنجبران
مست اگر با دست خالی راهی میخانه است
احتمالاً در سرش یک فکر بی باکانه است

عقل دارم!- بیشتر از آنچه لازم داشتم-
هر که از دیوانگی دل می کند دیوانه است!

پیش چشم آشنایان هرچه میخواهی بگو
سختی تحقیر پیش مردم بیگانه است!

راه خود را کج کن و قدری از آنسوتر برو!
هرکجا دیدی سری آرام روی شانه است!

من نمیدانم چه سرّی دارد اینکه در دلم –
هرکه مهمان می شود در حکم صاحبخانه است!

اینکه در آغوش من بودی دلیلی ساده داشت:
گنج معمولاً میان خانه ای ویرانه است!

اصغر عظیمی مهر
... ادامه


اشتراک گذارنده fmz-mi و 3 نفر دیگر
معصومه   رنجبران
معصومه رنجبران
درد ِعشقی کشیده ام که فقط ، هر که باشد دچار می فهمد
مرد ، معنای غصّه را وقتی ، باخت پای قمار می فهمد!

بودی و رفتی و دلیلش را ، از سکوتت نشد که کشف کنم
شرح ِ تنهایی مرا امروز ، مادری داغدار می فهمد !

دودمانم به باد رفت امّا ، هیچ کس جز خودم مقصّرنیست
مثل یک ایستگاه ِمتروکم ، حسرتم را قطار می فهمد !

خواستی باتمامِ بدبختی ، روی دستِ زمانه باد کُنم !
درد آوارگیِ هر شب را ، مُرده ی بی مزار می فهمد

هر قدم دورتر شدی از من ، ده قدم دورتر شدم از او
علّت شکّ سجده هایم را ، « مهُرِرکعت شمار» می فهمد !

قبلِ رفتن نخواستی حتّی ، یک دقیقه رفیقِ من باشی
ارزش یک دقیقه را تنها ، مُجرمِ پای دار می فهمد

شهر ، بعد از تو در نگاهِ من ، با جهنّم برابری می کرد
غربتِ آخرین قرارم را ، آدم ِ بی قرار می فهمد

انتظارِمن ازتوانِ تو ، بیشتر بود ، چون که قلبم گفت :
بس کن آخر ! مگرکسی که نیست ، چیزی ازانتظارمی فهمد ؟!


امید صباغ نو
... ادامه


اشتراک گذارنده fmz-mi ebrahimmaghsoodi
معصومه   رنجبران
معصومه رنجبران
اگر عالم همه پرخار باشد
دل عاشق همه گلزار باشد

وگر بی‌کار گردد چرخ گردون
جهان عاشقان بر کار باشد

همه غمگین شوند و جان عاشق
لطیف و خرم و عیار باشد

به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست
که او را صد هزار انوار باشد

وگر تنهاست عاشق نیست تنها
که با معشوق پنهان یار باشد

شراب عاشقان از سینه جوشد
حریف عشق در اسرار باشد

به صد وعده نباشد عشق خرسند
که مکر دلبران بسیار باشد

وگر بیمار بینی عاشقی را
نه شاهد بر سر بیمار باشد

سوار عشق شو وز ره میندیش
که اسب عشق بس رهوار باشد

به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد

علف خواری نداند جان عاشق
که جان عاشقان خمار باشد

ز شمس الدین تبریزی بیابی
دلی کو مست و بس هشیار باشد

مولانا
... ادامه


اشتراک گذارنده fmz-mi
معصومه   رنجبران
معصومه رنجبران
آن را که در هوای تو یک دم شکیب نیست
با نامه ایش گر بنوازی غریب نیست

امشب خیالت از تو به ما با صفاتر است
چون دست او به گردن و دست رقیب نیست

اشکم همین صفای تو دارد ولی چه سود؟
آینه ی تمام نمای حبیب نیست

فریاد ها که چون نی ام از دست روزگار
صد ناله هست و از لب جانان نصیب نیست

سیلاب کوه و دره و هامون یکی کند
در آستان عشق فراز و نشیب نیست

آن برق را که می گذرد سرخوش از افق
پروای آشیانه ی این عندلیب نیست

شفیعی کدکنی
... ادامه


اشتراک گذارنده fmz-mi ebrahimmaghsoodi
معصومه   رنجبران
معصومه رنجبران
عشق ، بعضی وقتها از درد دوری بهتر است

بیقرارم کرده و گفته صبوری بهتر است




توی قرآن خوانده ام ؛ یعقوب یادم داده است :

دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است



نامه هایم چشمهایت را اذیت میکند

درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است



چای دم کن ! خسته ام از تلخی نسکافه ها

چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است



من سرم بر شانه ات یا تو سرت بر شانه ام ؟

فکر کن خوبم اگر باشم چجوری بهتر است ؟!
... ادامه


اشتراک گذارنده fmz-mi و 4 نفر دیگر
معصومه   رنجبران
معصومه رنجبران
میگی مهم نیست، امّا وقتی اسمشو میشنوی داغِ دلِت تازه میشه…

میگی مهم نیست، امّا تا بِهِش فکر میکنی اشک توی چِشمات جمع میشه…

میگی مهم نیست، امّا در تنهایی هَمَش باهاش حرف میزنی…

میگی مهم نیست، ولی بعضی اوقات دستت بهش نمیرسه.........

میگی مهم نیست، امّا دلت میخواد بازم بِهِش فکر کنی…

میگی مهم نیست، امّا دلت واسه صِداش و خنده هاش، حتّی دَعواهاتون لَک زده…

میگی مهم نیست، امّا شب ها تا صبح خوابت نمیبره… باخودت میگی: "یعنی داره چیکار میکنه؟"…

میگی مهم نیست، امّا خودت میدونی چقدر مُهمّه!!!

میدونی خیلی دوسش داری، پس نگو مهم نیست! بگو مُهمّه، امّا نیست…
... ادامه


اشتراک گذارنده fmz-mi و 2 نفر دیگر
معصومه   رنجبران
معصومه رنجبران
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم

تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم

شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم

با پرتو ماه آیم و چون سایه ی دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم

دور از تو، من سوخته در دامن شب ها
چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم

فریاد ز بی مهری ات ای گل که درین باغ
چون غنچه ی پاییز شکفتن نتوانم

ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو وگفتن نتوانم

شفیعی کدکنی
... ادامه


اشتراک گذارنده Makeh1372 و 4 نفر دیگر