مهـــدی یــاران

گروه عمومی · 236 کاربر · 1525 پست
✿ او خـواهـد آمــد؛ کافـی اسـت از مـهــدی بـاوری بـه «مـهــدی یـاوری» بـرسیـم! ✿

بیشترین برچسب های استفاده شده

آخرین اعضا

ملحق شده اند
1395/07/22 - 10:45
ملحق شده اند
1394/08/8 - 03:08
ملحق شده اند
1394/04/31 - 03:05
ملحق شده اند
1394/04/5 - 15:37
ملحق شده اند
1394/04/5 - 08:42
ملحق شده اند
1394/03/3 - 22:19
ملحق شده اند
1394/02/28 - 15:42
ملحق شده اند
1394/02/25 - 09:40
ملحق شده اند
1394/02/23 - 22:50
ملحق شده اند
1394/02/23 - 22:48

ارسال به مهـــدی یــاران

*Seid Hadi*
*Seid Hadi*
از آیت الله بهجت پرسیدند:s43.gif

کتابی در
زمینه اخلاق معرفی کنید
فرمود: لازم نیست یک کتاب باشد
یک کلمه کافیست
که بدانی " خـدا " می بیند ...
IMG_20170218_150812.jpg


اشتراک گذارنده SP2 sayekhamush
یاس کبود*میراث فاطمی
یاس کبود*میراث فاطمی
خدایا خیلی خطا کردم بازم هوامو داری یا نه؟

چه گستاخانه دل بستم به خبری که بهم رسیده .....
نبّیْء عبادی انّی انا الغفور الرحیم
به بندگان من خبرده که منم امرزنده مهربان
حجر ۴۹...
Screenshot_۲۰۱۶-۰۹-۰۹-۰۰-۰۷-۵۶-1.png


فاطمه م *مهدی یاران*
فاطمه م *مهدی یاران*
اشتراک گذارنده 1345-ali و 7 نفر دیگر
فاطمه م *مهدی یاران*
فاطمه م *مهدی یاران*
مامور سرشماری:
سلام، مادر جان

می‌شه لطفا بیای دم‌در؟
سلام پسرم .. بفرما ؟

از سرشماری مزاحمت می‌شم

مادر تو این خونه چند نفرید؟
اگه می‌شه برو شناسنامه‌هاتون و بیار بنویسمشون

مادر لای در رو بیشتر باز کرد
و
با سرو گردنش
سر و ته کوچه رو
یه نگاهی انداخت

چشماش پر شد ازاشک و گفت
پسرم
قربونت برم
می‌شه ما رو فردا بنویسی؟

مادر چرا ؟
مگه فردا می‌خواید بیشتر بشید
برو لطفا شناسنامت و بیار
وقت ندارم

آخه پسرم 31 سال پیش رفته جبهه
هنوز برنگشته

شاید فردا برگرده
بشیم دو نفر

سر شمار
سری انداخت پایین و رفت

مغازه‌دار می‌گفت

الان 29 ساله
هر وقت از خونه می‌ره بیرون
کلید خونش رو می‌ده به من
و می‌گه
آقا مرتضی
اگه پسرم اومد
کلید رو بده بهش بره تو
چایی هم رو سماور حاضره
آخه خسته است!
باید استراحت کنه...

:::: :::: :::: :::: :::: ::::
... ادامه
208636_422.jpg


اشتراک گذارنده nafas-architect و 10 نفر دیگر
مهتاب
مهتاب


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ...
s43.gifs43.gifs43.gifs43.gifs43.gifs43.gifs43.gif


اشتراک گذارنده paeamamere AmirKazemi
فاطمه م *مهدی یاران*
فاطمه م *مهدی یاران*
زنی شهید می شود،زنی به نام فاطمه
مدینه زهر می شود برای کام فاطمه
دری شکسته می شود،دو دست بسته می شود
یلی سکوت می کند، به احترام فاطمه
untitled.png


اشتراک گذارنده hamandishan و 4 نفر دیگر
فاطمه م *مهدی یاران*
فاطمه م *مهدی یاران*
یا صاحب الزمان

بی شک غم مادر برایت فرق دارد
فاطمیه شکل عزایت فرق دارد

درد گلو داری ز سوز ناله هایت:آه می کشی،لحن صدایت فرق دارد!

رخت سیه داری به تن از داغ مادر
فاطمیه رنگ عبایت فرق دارد

ای مرد تنهای زمین جانم فدایت
این یک دهه درد و بلایت فرق دارد

این روزها را در بقیع هستی عزادار
حال و هوای کربلایت فرق دارد

:مادر حرم می خواهد و آقا یقینأ
این روزها ذکر دعایت فرق دارد!

جای حسن می گی به زهرا پاشو از جا
مادر منم مهدی!،عصایت فرق دارد
... ادامه
untitled.png


اشتراک گذارنده hamandishan و 3 نفر دیگر
فاطمه م *مهدی یاران*
فاطمه م *مهدی یاران*
مهدیا!
هرطرفی در طلبت رو کردم
هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم
آفتابا!
به سر شیعه دلخسته بتاب
تا نگویند که بیهوده هیاهو کردم
421909408_12955_13920824516969417420.jpg


اشتراک گذارنده sarmad- و 3 نفر دیگر