IMG_20170605_103156.jpg sipcnv_426.jpg lake-nong-harn-talay-bua-daeng-in-udon-thani-thailand.png like-boat-buildingsohrab-sepehri.jpg
hค๓ēÐ (آفلاين)

hค๓ēÐ فریاد میزند :

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : h22kh
نام کامل : hค๓ēÐ
امتیاز کاربری : 5314
جنسیت : مرد
محل زندگی:لرستان

موسیقی پروفایل

بیشترین برچسب های استفاده شده

بارکد اختصاصی

hค๓ēÐ
hค๓ēÐ
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم


نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم [لینک ضمیمه]
... ادامه


اشتراک گذارنده n-nasiri AmirKazemi
hค๓ēÐ
hค๓ēÐ


به _صبح که با _نفس هایش_ از _خواب_ بیدار میشوی
تفاوت نگذَر؛
فارغ از هرچه یک سیر که کردی
خیره شو به# چشمان خواب آلودش
بعد ؛ با نگاه از سَر ِ شو
رویِ# ماهش را# ببوس
خودت را بیشتر ی_ آغوشش_ کن
و در# گوشش_ بگو :#صبح_ دلنشینت_ بخیر# مهربانم !
باور کن ؛ بیش ازهرچیزی# ســـــادگی می خواهد
می خواهد ... آور می خواهد
باورِ اینکه تا #"اوی ِ" _زندگیت_ هست ، تو هم# باید باشی...
تراشی_ نکن _جانم
که این ها# همه اش بیش نیست
و کسی ندارد
و#بــــــــــــــــــــاور کن
که این ها همه ی همه اش در دستانِ توست
که #"دلـــت "را پیش کی و کجا جا میگذاری
تا در مناسب ترین زمان# بهترینها برایـت بیُفــتد
... ادامه


اشتراک گذارنده AmirKazemi
hค๓ēÐ
hค๓ēÐ


❤️

لعنتی را دوست دارم
مثل یک استکان چای کمر باریک است
نزدیکش که میشوم
عطرش مثل دارچین توی سرم میپیچد
توی چشم هایش زل میزنم و دستش را میگیرم
عطر هل، هولم میکند!
و میبوسمش، میبوسمش ...
شیرین مثل نبات!
پس...
الکی نیست؛
خستگی هایم را دور میریزی!
معجون زیبای دوست داشتنی ام!

... ادامه


اشتراک گذارنده ninaash AmirKazemi
hค๓ēÐ
hค๓ēÐ
ﭘﺲ ﺍﺯ آﻓﺮﯾﻨﺶ# آﺩﻡ ، ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ :

#ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ آﺩﻡ .. ﺑﺎ ﺗﻮ ﺭﺍﺯﯼ ﺩﺍﺭﻡ ..! ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﯿﺸﺘﺮ آﯼ ...

#آﺩﻡ آﺭﺍﻡ ﻭ ﻧﺠﯿﺐ ، آﻣﺪ ﭘﯿﺶ !!! ﺯﯾﺮ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ #ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ..!!

ﻣﺤﻮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻏﻢ ﺁﻟﻮﺩ #ﺧﺪﺍ !!! ﺩﻟﺶ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮔﺮﯾﺴﺖ ...

#ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ آﺩﻡ !!!

ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺷﮏ ﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ #ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﮑﯿﺪ ..!!! ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺵ ... ﮐﻪ ﺑﺲ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ...

ﺑﻐﺾ# ﺁﺩﻡ ﺗﺮﮐﯿﺪ، ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻟﺮﺯﯾﺪ !!

ﺑﻪ# ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ... ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﻠﻬﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ... ﻧﻪ ... ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻋﺮﺵ ... ﻧﻪ ... ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ، ﺍﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﻦ، #ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺕ هستم...

#آﺩﻡ .. ﮐﻮﻟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﺍﺷﺖ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺳﺨﺖ ﻗﺪﻡ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ ...!

ﺭﺍﻫﯽ ﻇﻠﻤﺖ ﭘﺮ ﺷﻮﺭ #ﺯﻣﯿﻦ ... ﺯﯾﺮ ﻟﺒﻬﺎﯼ# ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﺷﻨﯿﺪ ...

#ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ آﺩﻡ ...!

نه به اندازه تنهایی من ... ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻋﺮﺵ ... ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﻠﻬﺎﯼ بهشت ...

ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﻪ# ﮔـــﻨـﺪﻡ ، ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺵ !!!


[لینک ضمیمه]
... ادامه
IMG_20170605_103156.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 3 نفر دیگر
hค๓ēÐ
hค๓ēÐ
دلايل مخالفت مردم با پهلوى و قيام مردم و انقلاب
در كتاب درسى نهم




۶۹۵۰ تومان شد
سکه ۲۲۲۰ هزار تومان
طلا ۲۰۷ هزار تومان

‏مرغ كيلويى هشت هزار تومان

لعنت بهت تلگرام !!!
... ادامه


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 3 نفر دیگر
hค๓ēÐ
hค๓ēÐ
: فروغ فرخزاد"#
دخترک خنده کنان گفت: "که
چیست راز این حلقه زر
راز این حلقه که... انگشت
مرا
این چنین گرفته است به بر"
مرد شدو گفت: "حلقه# خوشبختی است،
حلقه زندگی است"

همه گفتند: #"مبارک باشد!"
دخترک گفت: "#دریغا که مرا باز در
معنی آن باشد"
رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید
در# نقش فروزنده او
روزهایی که به امید# وفای شوهر
به رفته، هدر!
زن
پریشان شدو نالید: "که وای! وای!
این حلقه که در چهره او
باز هم و
است
حلقه است

-به شعرِ-# حلقه

هست ؟ !!
که زِ من پرسیدی : این حلقه ی رنگارنگ؟
که گرفته است انگشت مرا سخت در بَر خود این سان تنگ
گفتم این حلقه ی بخت خوش واقبال تو زیباست

ولی بازاز قلب تو#شک آمد و به پا خواست
رفت و هنوز
مانده و
یکسره در سینه ی زیبای تو، ،#هر روز
که چرا نیست همه رسم داری و#دلداری و
شد همه اینکه چه سان -گسستم- زمیان
نیست این حلقه ی رخشنده ی تنگ
بهرِ تردید و یا و

من تو را دارد و کرده است ز آهنگ
گر که باشد از# عشق ومحبت همه لبریز ، نه
... ادامه


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 5 نفر دیگر
hค๓ēÐ
hค๓ēÐ
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن

در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن

از دوستان جانی مشکل توان بریدن

خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ

وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن

گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن

گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن

بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار

کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن


روی لب‌های تُ ست
تُ که میخندی
برایم
زمین چیزی از بهشت
کم ندارد !
... ادامه
sipcnv_426.jpg


اشتراک گذارنده fmz-mi و 2 نفر دیگر
hค๓ēÐ
hค๓ēÐ
هنوز دلتنگی# قدم زدن# با تو رو دارم
هنوز با# نفسات تو باغچه شمعدونی میکارم
هنوز # ماهک من از و از جون
با اون# گوشواره های رنگی ِ# دونه های ناردون
با کل غصه های زندگیم باز بارون
میکنی یا نه# من# عاشقم اما نه من دیوونتم
این قصه ی# تکراری این# دوری اجباری# منو دیوونه کرد


هنوز دلهره ی# چشماتو# دارم
هنوز # عکستو رو میزارم
هنوز عطر خونمون# بارون عوده
هنوز# خاطره هام# پاییز و برگ و عطر دوده


به غیر# یاد تو# کُنج دلم هیچی نبوده
قرار بود که برام یه# آسمون هدیه# بیاری
نه اینکه بری و دفعه# تنهام# بزاری
میدونستی# بری# میمیرمو میشم
با کل# غصه# های آسمون# همخونه میشم
میکنی یا نه
من نه
من [لینک ضمیمه]
... ادامه


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 5 نفر دیگر
hค๓ēÐ
hค๓ēÐ
#، وزن نگاهیست که در خاطره ها می ماند
این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت # در همین اکنون است
شوق رسیدن به همان
فرداییست، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند...

من و تو دیر زمانی است که خوب می دانیم

چشمه آرزو های من و تو جاری است

ابرهای دلمان پربارند

کوه های ذهن و اندیشه ما پا برجا

دشت های دلمان سبز و پر از چلچله ها

روز ما گرم و شب از قصه دیرین لبریز

من و تو می دانیم...



در گذر است

همچو آواز قناری در باغ

من و تو می دانیم...

آوازی است که به جان ها جاری است

نغمه سازی است که در دست نوازشگر ما است

لبخندی است که نشسته به لبان من و تو

یک رویا است که تو امروز به آن می نگری



یک بازی است که تو هر لحظه به آن می خندی

خواب خوش کودک احساس من است

بغض دل توست به هنگام سحر

قطره اشکی است فروریخته بر گونه تو

آن رازی است که نهفته است به چشم گل سرخ

حرف نگفته است که تو می شنوی

یک رویاست که به خوابش بینی



دست نوازشگر توست

دلهره و ترس درون دل توست

امیدی است که تو در نگاه من می جویی

عشق نهفته است به اندیشه تو


این همه است
... ادامه


اشتراک گذارنده AmirKazemi YeGii
hค๓ēÐ
hค๓ēÐ
ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد
عشق خود صرف همان کن که تو را می فهمد
درد دل،شعر قشنگ،این همه احساس لطیف
به کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد
نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمر
پای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد
دل به هر بار غم و درد فرو می ریزد
به کسی پس نگران کن که تو را می فهمد
عاشقی سود ندارد به خدا من دیدم
پای آن یار زیان کن که تو را می فهمد
اشک وصل است به خون دل و آن شاهرگت
بهر آن اشک روان کن که تو را می فهمد
گر غمت خلق بدانند شماتت بکنند
پیش آن سرت عیان کن که تو را می فهمد
بگذار هر که دلش با تو نباشد برود
به کسی هی تو بمان کن که تو را می فهمد
... ادامه
lake-nong-harn-talay-bua-daeng-in-udon-thani-thailand.png


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 2 نفر دیگر