فانوس های خاموش

گروه عمومی · 238 کاربر · 3202 پست
بروبچهای دل شکسته

بیشترین برچسب های استفاده شده

آخرین اعضا

ملحق شده اند
1395/08/3 - 11:58
ملحق شده اند
1394/04/31 - 03:01
ملحق شده اند
1394/01/2 - 20:06
ملحق شده اند
1393/09/12 - 21:10
ملحق شده اند
1393/08/21 - 21:07
ملحق شده اند
1393/06/29 - 14:02
ملحق شده اند
1393/06/11 - 15:55
ملحق شده اند
1393/06/5 - 16:20
ملحق شده اند
1393/05/30 - 20:25
ملحق شده اند
1393/05/23 - 13:48

ارسال به فانوس های خاموش

morteza
morteza
اصلا عیب نداره !!

عیب نداره که تنهایی ...

عیب نداره که دیگه زیر بارون بدون اون باید تنها خیس بشی ....

عیب نداره که شبا بدون شب بخیر عشقی که الان نداریش میخوابی ...

عیب نداره که جمله ی دوستت دارم رو دیگه نمیشنوی تا دلت یکم آروم بشه ...

عیب نداره که دلش دیگه برات تنگ نمیشه

تا بفهمی هنوزم عاشقانه دوستت داره ...

عیب نداره که اگه خیانت دیدی و دم نزدی .....

یعنی نخواستی که هیچی بگی ....

عیب نداره اگه اونیکه بهت گفت تا آخرش باهاته

الان دیگه نیست تا ببینه چقدر تنها شدی و غم

تو دلت نشسته ...


اما مطمئن باش یه روزی

همونی که قدر تو رو ندونست یه روز توی حسرت داشتنت میسوزه
... ادامه
500x765_1448106172836497.png


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 28 نفر دیگر
morteza
morteza
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻋﺎﺷــﻖ ﺷــﺪﻡ


ﺩﻭﺳـــﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﺍﺻــﻸ ﺑﻪ ﺯﺑــﻮﻥ ﻧــﻤﯿـااﺭﻡ ...


ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺻﺪﻗﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﻫﯿــﭽـﯽ ...


ﻧﮕﺮﺍنیام ﺑـــﺮﻭﺯ ﻧــﻤﯿـﺪﻡ ...


ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﺁﺭﻭﻣﺶ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ...


ﺑﺠﺎﺵ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﺮﻭ ﯾﻪ ﺩﻭﺵ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﺸﯽ ...


ﺑﺎﻫــﺎﺵ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﻤﯿﺮﻡ ،ﺗﺎ ﺍﮔﻪ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﯾﻢ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎﯼ


ﺷﻬﺮ ﻋﺬﺍﺑﻢ ﻧﺪﻥ ...


ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺧﯿﺮﻩ ﻧﻤﯿﺸﻢ ،ﺗﺎ ﺩﻟﻢ ﮔﯿﺮ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﺸﻦ ...


ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺑﺮﺍﻡ ﻟﻮﺱ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﺤﺚُ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ ،


ﺗﺎ ﺻﺪﺍﺵ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﻧﺸﻢ ...


ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﺴﻢ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﻡ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ،ﺍﻧﮕﺸﺘﻤﻮ ﻣﯿﺬﺍﺭﻡ


ﺭﻭ ﻟﺒﺶ ﻭ ﻣﯿﮕﻢ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻗﺴﻢ ﺑﺨﻮﺭﯼ ،ﺣﺮﻣﺖ ﺧﺪﺍﺭﻭ ﻧﺸﮑﻮﻥ ...


ﺧﻼﺻﻪ ﺍﺻﻸ ﺑﻬﺶ ﮔﯿﺮ ﻧﻤﯿﺪﻡ ﻭ ﭘﺎﭘﯿﭽﻪ ﮐﺎﺭﺍﺵ ﻧﻤﯿﺸﻢ ...


ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ...


ﻣﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻡ ...


شما هم با خبر باشید

ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﻟﺒﺴﺘﻦ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﺎ ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﭘﺸﯿﻤﻮنیه...
... ادامه
wikijavan.com-3692.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 27 نفر دیگر
morteza
morteza
آری سهراب!!!!!
توراست میگویی!!!!
آسمان مال من است...
پنجره . . .
عشق . . ....
زمین . . .
دوست . . .
هوا . . .
مال من است!!!!
اماسهراب تو قضاوت کن...
بردل سنگ زمین،جای من است؟؟؟
من نمیدانم چرااین مردم، دانه های دلشان پیدا نیست؟؟؟؟!!!!
تو کجایی سهراب...؟؟؟؟
آب راگل کردند!!!
چشمها را بستند . . .
و چه بادل کردند!!!
صبرکن ای سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت..
خواهم انداخت به آب...
دور خواهم شد از این خاک غریب...
قایقت جادارد؟؟؟
من هم ازهمهمه ی اهل زمین دلگیرم...
... ادامه
592370_NqaTexQP.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 29 نفر دیگر
morteza
morteza
کم کم داره احساسم ســِر میشه

یا حداقل اینجوری فکر میکنم

گرچه تو فکرم خیلی چیزا هست

اما این فکر گاهی فقط یه وراجه! حرف حرف حرف ..!

به نظر استوار میام ..

آره فکر می کنم این تنها صفتیه خیلی بهم میاد !

یا حداقل دیگران اینجوری فکر می کنن

خیلی آروم

بی دغدغه

و شاید سر خوش !

گاهی تنها برای خودم گریه می کنم

چون بیشتر از اونی که فکر می کردم وفادار موندم

وفادار به چیزی که شاید ندونم چیه!

ترحم بر انگیزه؟

***

من علیه خودم قیام کردم !
... ادامه
919t8jmwc3w0wmfqusg.png


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 32 نفر دیگر
morteza
morteza
حس می کنم تنهاتر از همیشه ام

اما نه به این دلیل که در بدست آوردن دلی ناتوانم

یا اینکه کسی نیست که مرا دوست بدارد و من نیز او را دوست داشته باشم

نه !

و نه حتی به این دلیل که کسی را ندارم تا مانند من بیندیشد

یا آنکه مرا درک کند. نه!

تنهاتر از همیشه ام

چون دریافتم که ، همه چیزهایی که در اختیار دارم

تنها به عنوان امانتی نزد منند

تنها برای آزمایش منند

و من ضعیف تر از آنی هستم که از آنها به درستی مواظبت کنم

و در عین حال دلبسته و وابسته اشان نشوم

تنها تر از همیشه ام

چون می دانم که باید همه آن چیزهایی را که دارم

بگذارم و بروم

و این آسان نیست

این گذشتن آسان نیست

مگر زمانی که از خودم رها شوم

اما چگونه ؟!
... ادامه
8194_556993837666231_548180434_n.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 32 نفر دیگر
morteza
morteza
الهی هیچ انسانی به ته خط نرسه، امّا اگه رسید... نقطه سرخط ...


جایی رسید که نیستی

جایی که مسیر جداست ، چه حقیقت تلخی

گامت در مسیر دیگر ، شبت در کنار دیگر ، لبخندت برای دیگر

احساست برای دیگر ، نشد نداشت خلاصه شد .

در چه فکری

زمان گذشت

عمر مثل برق رفت

دیگر بی پروا نیستم

حتی بی پروا هم نمینویسم

چه حکم سختی بود

شرایط - عقاید -احساس



برو ای بانو
... ادامه
gal3065.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 27 نفر دیگر
morteza
morteza
شدم زندانی دنیا، دلم پرواز میخواهد
کمی تنهایی و فریاد، دلم آواز میخواهد

زند ساز مخالف باز، این دنیای دیوانه
برای پاسخش اینبار، دلم یک ساز میخواهد

شدم قربانی احساس، نزدیک است پایانم
هنوزم میزند نبضم، دلم آغاز میخواهد

همانند کسی هستم، که گم کرده سرای خود
در این تاریکی و ظلمت، دلم همراز میخواهد

چو شیرین است نام من، ولی تلخ است کام دل
برای طعم شیرینم، دلم اعجاز میخواهد
... ادامه
33432396578549768490.jpg


اشتراک گذارنده -7-11 و 27 نفر دیگر
morteza
morteza
خودت خواستی که من مجبور باشم

برم جایی که از تو دور باشم

تو پای من و از قلبت بریدی

خودت خواستی که من این جور باشم

خودت خواستی که احساسم بشه سرد

خودت خواستی نمیشه دیگه هم کاری کرد

می دیدم دارم از چشمات می افتم

مدارا کردم چیزی نگفتم

برام بودن تو بازی نبودو

به این بازی دلم رازی نبودو

از اول اخرش رو می دونستم

تو تونستی ولی من نتونستم

برات بودن من کافی نبودو

حقیقت اینکه می بافی نبودو

دارم دق می کنم .......
... ادامه
fu10037.jpg


اشتراک گذارنده P1A2T3A4K5 و 18 نفر دیگر
morteza
morteza
یه "اسفندی"

لحظه هايي دارد

كه بي هيچ دليلي حال خوشي ندارد،
نه خودش ميفهمد كه دردش چيست

و نه ديگري....
pix_love_Rouzegar.com_23.jpg


اشتراک گذارنده tanhadarhhial و 19 نفر دیگر
morteza
morteza
اصلا حال خوشی ندارم.
هیچکس نمیفهمد چرا این دل به روی عشق نمیخندد؟.
به احساسی که من دارم،
به احساسی که تو داری ،،
نمیدانم چرا هرگز نمیخندد.
شاید قلب من از عشق نمیفهمد!
تو راحت باش.
چه باشی چه نباشی من برایت بهترینی آرزو دارم.
pix_love_Rouzegar.com_9.jpg


اشتراک گذارنده tikan-62 و 13 نفر دیگر