1489134296223502.jpg photo_2018-05-20_08-48-14.jpg thumb_HamMihan-201830872616207192071525860999.9891.jpg normal_عکس عاشقانه318.jpg
elshan (آفلاين)

آهسته بیا چیزی هم ننویس نظر هم نگذار همان.. [درباره]

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : elshan26
نام کامل : elshan
امتیاز کاربری : 6919
جنسیت : مرد
شغل : دانشجوی دکترا
وضعيت تاهل : تنها
محل تولد : البرز

موسیقی پروفایل

بیشترین برچسب های استفاده شده

بارکد اختصاصی

elshan
elshan


آبــی دریـا قــدغــن ، شـوق تـمـاشـا قــدغــن
عـشـق دو مـاهی قـدغـن ، بـا هـم و تـنـها قـدغـن

بـرای عــشـق تـازه ، اجـازه بـی اجـازه

پـچ پـچ و نـجـوا قـدغـن ، رقـص سـایـه هـا قـدغـن
کـشـف بـوسـۀ بـی هـوا بـه وقـت رویـا قـدغـن

بـرای خـواب تـازه ، اجـازه بـی اجـازه

در ایـن غـربـت خـانـگی بـگـو هـرچـی بـایـد بـگـی
غـزل بـگـو بـه سـادگـی بـگـو زنـده بـاد زنــدگـی

بـرای شـعـر تـازه ، اجـازه بـی اجـازه

از تـو نـوشـتـن قـدغـن ، گـلایـه کـردن قـدغـن
عـطر خـوش زن قـدغـن ، تـو قـدغن مـن قـدغن

بــرای روز تــازه ، اجــازه بــی اجــازه

(آهنگ قدغن :شاهکاری از شهیار قنبری)
... ادامه


اشتراک گذارنده mohammad4256 Hana1364
elshan
elshan
سفر همیشه رفتن ازشهری به شهری نیست.
گاهی نه چمدون می خواد و نه همراه.
شاید دو تا پا میخواد برای رفتن.
گاهی اصلا جای دوری نیست اما سالها طول میکشه تا بهش برسی.
سفر گاهی ازخودت شروع میشه و در خودت به پایان میرسه.
فقط کافیه وقتش برسه.....

بنظر میرسه برای من وقتش رسیده..ازتمام دوستان عزیزی که زحمت خوندن پستهایم رابه خودمیدادند،سپاسگزارم والبته از اینکه دراین مدت من وپستهام رو تحمل کردند.شاید روزی روزگاری با انرژی بیشتر و نگاهی تازه تر به این فضابرگشتم.برای دوستان آرزوی روزهای خوب و خوش وپراز آرامش را دارم.خدانگهدارتان،همواره شادوپیروزباشید....دوستتون دارم.
1489134296223502.jpg


اشتراک گذارنده sogand7123 و 8 نفر دیگر
elshan
elshan
حوصله بود بخونین جالبه s33.gif
گلایه دکتر شریعتی وپاسخ سهراب اززبان خدا

خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.

خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!

خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!

خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

پاسخ سهراب سپهری از زبان خدا...

منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت
خالقت
اینک صدایم کن مرا.

با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
... ادامه


اشتراک گذارنده sogand7123 و 8 نفر دیگر
elshan
elshan
تو ناز می کنی.من ناز می کشم
این کیه
انگار پیش تو فرقی نمی کنه
کی کیه
روح تو مریمه.چشم تو نرگسه
دست تو نسترن
روح تو.دست تو.چشم تو.عشق من
گلخونه ی منه
وقتی که خاطر غمگین تو هنوز
تو خونه ی منه
یعنی که بار غم بی تو شبانه روز
رو شونه ی منه
غمبار عشقتو رو دوش میکشم
پا پس نمی کشم
با این خیال پوچ که چشم های تو
دیوونه ی منه
... ادامه
photo_2018-05-20_08-48-14.jpg


اشتراک گذارنده sogand7123 و 8 نفر دیگر
elshan
elshan
گفتی باید بنویسم که شبِ قصه قشنگه
رو سرِ ثانیه‌هامون یه حریرِ رنگ به رنگه
گفتی باید بنویسم جاده‌ی ترانه بازه
شبِ رو سیاه قصه از ستاره بی‌نیازه
گفتی باید بنویسم ، اما سخته این نوشتن
از قشنگی قصه گفتن تو دقایقی که زشتن
چه شبای رنگ به رنگی
چه جماعتِ یه رنگی
نه مُسلسلی ، نه جنگی
چه
thumb_HamMihan-201830872616207192071525860999.9891.jpg


اشتراک گذارنده sogand7123 و 9 نفر دیگر
elshan
elshan


«کولبر»

شهر ما دریا نداره، عشق من!
دلمو به کوه می زنم برات.
پامو پشتِ خطِ مرزی می ذارم
تا یه کفشِ نو‌ بپوشونم به پات.

ترسی از بهمن و سرما ندارم،
واسه تو تا اونور دنیا میام
زیر رگبار گلوله می دوم
با دوتا یخچال روی شونه هام.

سفرمون خالی نمی مونه ولی
نون اون به قیمت خون منه.
سر بلندم پیش تو حتا اگه
روزگار منو با گوله بزنه.

کولبر رو لبِ تیغه لحظه هاش.
شکل یه زخمِ عمیقه لحظه هاش.
گالن بنزین رو شونه شه ولی
وسط هرمِ حریقه لحظه هاش

شهر ما دریا نداره، عشق من!
دلمو به کوه می زنم برات.
برفِ گردنه حریفم نمی شه
چون که خورشید منه برقِ چشات.

اگه یک روز واسه من ورق نخورد
دفترِ چرک و سیاه سرگذشت.
اگه باخبر شدی آخر کار
این سیاوش از تو آتیش برنگشت،

تا ابد یادت بمونه عاشقی
که گرفتار نداری شده بود.
زندگیش هر روز و هر شب رد شدن
از یه مرزِ مین گذاری شده بود.

کولبر رو لبِ تیغه لحظه هاش.
شکل یه زخمِ عمیقه لحظه هاش.
گالن بنزین رو شونه شه ولی
وسط هرمِ حریقه لحظه هاش.

... ادامه


اشتراک گذارنده sogand7123 و 12 نفر دیگر
elshan
elshan
ژرفای تو را چاه ندارد . . . که ندارد
در حسرت دیدار تو ای برگ شقایق
دل، طاقت یک آه ندارد . . . که ندارد
من گوشه ی چشمت به دو عالم نفروشم
این نازِ نگه، شاه ندارد . . . که ندارد
معشوقه ی من پاک تر از قطره ی باران
واللهِ که بدخواه ندارد . . . که ندارد
عمری است که سرگشته ی صحرای کویرم
این جاده به تو راه ندارد . . . که ندارد


آیینه پرسید که چرا دیر کرده است
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم آیینه و گفت
احساس پاک تو را زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی
گفت خوابی , سالها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه می کنم , آه
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش
او برای همیشه دیر کرده است
... ادامه
normal_عکس عاشقانه318.jpg


اشتراک گذارنده sogand7123 و 5 نفر دیگر
elshan
elshan
تا نگاهم می کنی ،حالم پریشان میشود
قطره های ِاشک من،از دیده غلتان میشود

زُل به رویم میزنی، کلی خجالت میکشم
دست و پاهایم مثال ِ بید ، لرزان میشود

شاخه ها از شوق دیدارت، زبان وا میکنند
غنچه هاکف میزنند،گلبرگ رقصان میشود

چون صدایم میکنی ،روحم هوا پر میزند
مردم چشمم ،به زیر پلک ، پنهان میشود

بَسکه آن لبهای ِتو، قندوشکر پاشیده است
حتم ِ این دارم شکر، اهدا به لبنان میشود

پا به هر جا می گذاری،صد گِرِه وا میکنی
بلبل ِ در لک فرو ، فورا غزلخوان میشود

شاعران در وصف ِموهایت،غزلها گفته اند
تاری از موهای ِتو، صدجلد دیوان میشود

در رکابت مانده ام ، باشی به همراهم اگر
دردِ بی درمان ِ من ،یکباره درمان میشود
... ادامه
thumb_HamMihan-201513710411509847901454916206.7005.jpg


اشتراک گذارنده sogand7123 و 6 نفر دیگر
elshan
elshan
تکلیف من و عشق تو روشن شدنی نیست
رفتن شدنی نیست و ماندن شدنی نیست

شاید بروم دور شوم تا تو بفهمی
من نیستم و هیچ کسی من شدنی نیست

باید بروم تا که کمی مثل تو باشم
نه قلب بلورین من آهن شدنی نیست

خودخواه شدم در اثر خواستن تو
این عاشق مغرور فروتن شدنی نیست

در حرف چه ساده است جدایی من و تو
سخت است بفهمیم که اصلا شدنی نیست

تکلیف من و عشق تو تکلیف من و عقل
تکلیف من و چشم تو روشن شدنی نیست.
... ادامه
thumb_HamMihan-201513710418681924931462685090.9316.jpg


اشتراک گذارنده sogand7123 و 5 نفر دیگر
elshan
elshan


از ملا نصرالدین پرسیدند:
خورشید بهتر است یا ماه؟

گفت:
ماه! چون خورشید در روز روشن در می آید پس وجودش سودی ندارد!
اما ماه شب را روشن می کند، پس بهتر است!

این حکایت زندگی آدم است...
لطف بی اندازه دیده نخواهد شد
کمتر که باشی، باارزش می شوی!

لطف ما باید به اندازه وسعت دید و فکر دیگران باشد...
... ادامه


اشتراک گذارنده ebrahimmaghsoodi و 4 نفر دیگر