thumb_HamMihan-201818995614916797461518958533.002.png photo_2016-12-18_12-06-59.jpg thumb_HamMihan-20181005932290034381519671921.6298.jpg thumb_HamMihan-201832345820183622801526070057.6918.jpg
elshan (آفلاين)

آهسته بیا چیزی هم ننویس نظر هم نگذار همان.. [درباره]

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : elshan26
نام کامل : elshan
امتیاز کاربری : 6533
جنسیت : مرد
شغل : دانشجوی دکترا
وضعيت تاهل : تنها
محل تولد : البرز

موسیقی پروفایل

بیشترین برچسب های استفاده شده

بارکد اختصاصی

elshan
elshan
اشتراک گذارنده Hana1364 و 5 نفر دیگر
elshan
elshan
اشتراک گذارنده mona و 5 نفر دیگر
elshan
elshan
بس بر در و حرفی نشنیدم
من ؟ یا که در این خانه کسی نیست؟


یک پیراهن خالیست
که اندازه‌ی هیچ‌کس نمی‌شود
باید آویزانش کرد در باد
و با رقصش پیر شد..

برایم شعر بفرست
حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت
برای تو می‌گویند
می‌خواهم بدانم
دیگران که دچار تو می‌شوند
تا کجای شعر پیش می‌روند

تا کجای جاده‌ای که من
در انتهای آن ایستاده‌ام
... ادامه
photo_2016-12-18_12-06-59.jpg


اشتراک گذارنده mona و 6 نفر دیگر
elshan
elshan
[لینک ضمیمه]

بیا خاص باشیم
بیا وسط یک جمع دوستانه چشم ها را گرد کنیم
من ابروی راستم را که بالا انداختم
تو چشمهایت را کمی غمگین کنی!
و هیچ کس نداند
که من پرسیده ام...
دورت بگردم؟


تو اهنگ پس زمینه ی زندگی منی
‏بودنت قشنگترش میکنه...
هر چه شـــــیرین تر اند تلخ هستند
... ادامه
thumb_HamMihan-20181005932290034381519671921.6298.jpg


اشتراک گذارنده mona و 7 نفر دیگر
elshan
elshan
هم جا برای این‌که بمانم نبود و نیست
هم موقع سفر چمدانم نبود و نیست
پشت سرم شب سفر آبی نریخته‌اند
یعنی که هیچ‌کس نگرانم نبود و نیست
رفتم و سخت معتقدم عشق لقمه‌ای است
که هیچ‌وقت قدر دهانم نبود و نیست
گفتند آفتاب تو در پشت ابرهاست
ابری در آسمان جهانم نبود و نیست
انگار هیچ‌وقت به دنیا نبوده‌ام
درهیچ جای شهر نشانم نبود و نیست
در دفتر همیشه نوِ خاطرات ِ من
چیزی برای این‌که بخوانم نبود و نیست
قصدم نوشتن غزل است و نوشته‌هام
حتی شبیه آن به گمانم نبود و نیست
... ادامه
thumb_HamMihan-201832345820183622801526070057.6918.jpg


اشتراک گذارنده mona و 7 نفر دیگر
elshan
elshan


من اگر مینویسم...!
نه ...
و نه
کسی!
فقط مینویسم
تا یاد قلبم بماند
در این ژرفای ...
... !


اشتراک گذارنده mona و 8 نفر دیگر
elshan
elshan
گفتم: «بِدَوم تا تو همه فاصله ها را»
تا زودتر از واقعه گویم گِله ها را
چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی
در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را
پُر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را
ما تلخیِ نه گفتن مان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بله ها را
بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بارِ دگر پر زدن چلچله ها را
یک بار هم ای عشقِ من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را

... ادامه


اشتراک گذارنده mona و 9 نفر دیگر
elshan
elshan
در میان شعر من دنبال مگرد
از اعماق قرون آورده ام
thumb_HamMihan-201726885520818454901488774357.7321.jpg


اشتراک گذارنده mona و 8 نفر دیگر
elshan
elshan
می خواهم از این آینه ها خانه بسازم
یک خانه برای تو جداگانه بسازم

یک خانه ی صحرایی بی سقف پُر از گُل
با دور نمای پَر پروانه بسازم

من در بزنم ، باز کنی ، از تو بپرسم
آماده ای از خواب تو افسانه بسازم؟

هر صبح مربای غزل ، ظرف عسل ، من
با نان تن داغ تو صبحانه بسازم

شاید به سرم زد ، سر ظهری ، دم عصری
در گوشه آن مزرعه میخانه بسازم

وقتی که تو گنجشک منی ، من بپرم باز
یک لانه به ابعاد دو دیوانه بسازم

می ترسم از آن روز خرابم کنی و من
از خانه آباد تو
... ادامه
photo-2015-11-30-20-23-24.jpg


اشتراک گذارنده mona و 7 نفر دیگر