?????? 20150522_230826 812224927_74505.jpg 811838247_110013.jpg 811819704_142386.jpg
دریا (آفلاين)

مثل همه فرشته ها................ [درباره]
دریا فریاد میزند :
مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط دریا قادر به مشاهده مشخصات او هستند
دریا
دریا
نمي دونم از كجا شروع كنم؟ از خوبيت از اميدت از حرفهاي پر از ماهت يا از چشات كه من’ كشته حتي از عصبانيتت چون اونم برام غنيمته كاش بدوني كه چه قدر دوستت دارم كاش بدوني ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل باروني كه برام هميشه سبكي مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من مي باره مثل بارون صدات براي دل آدمي آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتي لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم’ بزارم’ حرفهاي دلم’ بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشماي پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من’ به زندگي بيشتر وابسته مي كنه. هر موقع صداي قشنگت’ مي شنوم دلــــم مي لرزه يه جوري اروم و هيجان زده ميشم از خودم از بودنم جدا ميشم و خودم’ به تو ميسپارم اگه تو دلم باشي باور نميكني ميگي اين دل هموني كه فكر ميكنم دوستم نداره ولي كاش از چشام بخوني كه حتي بودنت گفتنت خواستنت و همه چيزت برام از همه كس باارزش تر. مي دوني ، زندگي من مثل يه كاغذ سياه كه تو نقطه ي سفيدش هستي و هر لحظه كه عشق من به تو زياد مي شه اون نقطه به اوج خود مي رسه و بزرگتر مي شه و زندگي يه رنگ ديگه با تو مي گيره هيچ كس تو رو از من نمي تونه بگيره حتي خودت چون اسمت ، عشقت و بودنت تو دلم حك شده و محاله كه پاك شه يعني خودم هم نمي زارم پاك شه عشقت بـــــرام مثل گلهاي بهاري هر روز تازه تر مي شه به جاي اينكه تكراري شه هر روز بوي قشنگتري به خودش مي گيره عشقت برام خيلي تازه و تازه تر هست مثل بوي بارون مثل بوي ياسمن انقدر از ته دل نفس مي كشم تا بيشتر به بودنت و عشقت معتاد بشم. اما... حیف ک .....

دیدگاه توسط Mobile

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 5 نفر دیگر
دریا
دریا
همه میتونن اسمت رو صدا کنن، اما… کم هستن کسایی که وقتی اسمت رو میگن لذت میبری و با تمام وجود در جوابشون دوست داری بگی جـــــــــــــــــانم

| دیدگاه توسط Mobile

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 2 نفر دیگر
دریا
دریا
وقتی تو نیستی ... شادی کلام نامفهومی ست ! و " دوستت می‌دارم " رازی‌ ست که در میان حنجره‌ دق می‌کند! و من چگونه بی‌ تو نگیرد دلم ؟ اینجا که ساعت و آیینه و هوا ... به تو معتادند ...

| دیدگاه توسط Mobile

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 3 نفر دیگر
دریا
دریا
اشتراک گذارنده tanha_m و 4 نفر دیگر
دریا
دریا
‌ پروانه به خرس گفت: دوستت دارم ...
خرس گفت: الان می خوام بخوابم. باشه بیدار شم حرف می زنیم ...
خرس به خواب زمستانی رفت و هیچ وقت نفهمید که عمر پروانه فقط 3 روز است ...
"همدیگر را دوست داشته باشیم؛
شاید فردایی نباشد"..
آدمای زنده به گل و محبت نیاز دارن و مرده ها به فاتحه!
ولی ما گاهی بر عکس عمل می کنیم!
به مرده ها سر می زنیم و گل می بریم براشون, ولی راحت فاتحه زندگی بعضیا رو می خونیم !
گاهی فرصت با هم بودن کمتر از عمر شکوفه هاست!
بیائیم ساده ترین چیز رو از هم دریغ نکنیم:
@lovinglife4all

دیدگاه

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 6 نفر دیگر
دریا
دریا
باران میبارد

دلم برای مردی تنگ است

که تمام زندگیش را در رنج زیست

و از دست روزگار چیزی جز بی نسیبی نسیب نداشت

او مردی بود با دلی بزرگ

که حتی دلواپس پرهای شکسته ی s15.gif بود

دلم برای مردی تنگ است

که تمام زندگی را در رنج زیست و همچون کوه استوار ماند

و تا واپسین لحظه های زندگی سختش همواره امید زندگی داشت

اندیشه های بزرگی که هیچگاه رنگ نوشتن نگرفت

او رفت و تمام آرزوهایش را با خود برد

و من هنوز هم خوابش را می بینم

با همان مهربانی با همان لبخندهای امیدوار و چشمانی که همیشه به من می گفت دوستت دارم

پدرم رفت پدری که همیشه برای من نمادی از صبر بود در تمام زندگی

و من هنوز هم به یادش هستم

تا وقتی بود ندانستم کیست

و وقتی رفت زندگیش را یافتم

پدرم رفت

با تمام امیدها و تنها واژه ی غریب ذهن من

همواره نام او ماند

کاش دوباره می آمد

شاید فرصتی دوباره داشتم تا به او بگویم "پدر دوستت دارم"

اما هرگز نخواهد آمد
... ادامه

دیدگاه

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 9 نفر دیگر
دریا
دریا
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﻓﺖ

ﭘﺎﺋﯿﺰ ﺭﻓﺖ

ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﻭﺩ ،،،

ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺭﻓﺘﯽ ـ

ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻣﺎﻧﺪﻧﯽ ﺑﺎﺍﺍﺷﺪ

دیدگاه

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 8 نفر دیگر
دریا
دریا
ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﻡ

ﻗﻠﻤﻢ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺴﺖ !

ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ... ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻗﻠﻢ !

ﻫﻤﮕﯽ ﻧﻈﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ

ﻣﻮﺩﺏ ﺑﺎﺷﯿﺪ !

ﺻﺎﺣﺐ ﺷﻌﺮ ﻋﺰﯾﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﭘﺪﺭ "

ﺍﻣﺸﺐ ﺍﺯ ﺷﻌﺮ ﭘﺮﻡ،ﮐﻮ ﻗﻠﻢ ﻭ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﻦ؟ !

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ ...

ﺗﮏ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻭ ﻏﺮﯾﺒﻢ !

ﺗﻮ ﮐﺠﺎﯾﯽ ﭘﺪﺭﻡ ... ؟ !

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ ...

ﺑﺴﮑﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺗﻮ ﺍﻡ ،ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﺐ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ...

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ ...

ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ !

ﺍﻣﺮ ﺑﻔﺮﻣﺎ ﭘﺪﺭﻡ ..

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ ...

ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺴﺖ

ﺁﻧﻘَﺪَﺭ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻏﺮﯾﺒﻢ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ ...

ﭘﺪﺭ ﺍﯼ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻦ !...

ﺍﻣﺸﺐ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽِ ﻣﻦ ﻣﯿﮕُﺬﺭﯼ؟ !

ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎ

ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻦ ﭘﺪﺭﻡ !...
... ادامه

دیدگاه

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 8 نفر دیگر
دریا
دریا
ميخواهم فراموش كنم روزهاي پردرد زندگي را
ميخواهم از ياد ببرم چگونه رفتنت را
من بعد از تو از تمام درسهاي زندگي بيزارم
آخر نميداني چه ظالمانه به من آموخت که بی تو نفس بكشم
آموخت كه بعد از تو راه بروم
بخندم تماشا كنم و هروقت
چيزي بر قلبم سنگيني كرد نفسي بكشم عميق…
و شايد چند قطره اشك بريزم…
من خسته ام مهربان….
دلم خواب ميخواهد
خوابي عميق …بدون درد…. و پر از تو….
نميدانم چقدر بايد بگذرد تا آرام تر شوم …
... ادامه

| دیدگاه

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 7 نفر دیگر
دریا
دریا
رفتی
به همین سادگی…
ما ماندیم و حجم بزرگی از ماتم های تلنبار شده در دل…
ما ماندیم و همه آن حسرت هایی که تنها با یک در آغوش کشیدن می ریخت.
ما ماندیم و جای خالی کوچکی که بزرگواری پدری چون تو را به یادمان می آورد.
ما ماندیم و یک اندوه بزرگ.. که ذره ذره اشک هایمان نه تنها این آتش را فرو نمی نشاند؛
که سر بر می آوردش..
کاش می دانستم جمعه ای که دستت را به نشان خداحافظی فشردم آخرین بار است که دستانت را گرم
حس می کنم…
کاش می دانستم تنها سه شب دیگر کنارت می آیم و دستانت را – و این بار سرد- به دست می گیرم…
کاش این پرده ها نبود تا بار دیگر با سینه ای که نفس دارد در آغوش بکشمت و ببوسمت…
کاش می دانستم بار دیگر که می بینمت ؛ تو نمی بینی ام…
نگاه تو را مرگ می رباید…
کاش نبودم آن شب که چشمان از مرگ سرشارت را بر هم بگذارم…
با همین دستهایی که سه شب پیشترش خود تو فشرده بودیشان…
کاش نبودم آن وقت که پیکرت را بر میداشتم… کاش..کاش… کاش
تو خود می دانی چقدر سختم بود و پیر شدم تا بخزم میان بستر آخرت؛
به پهلو بخوابانمت و شانه ات را تکان دهم.. تا تلقینت دهم… تا… تا .. یادت هست پدر؟
تو همانی بودی که با یک تکان بیدار می شدی…
چقدر تکانت دادم و صدایت در نیامد…
که صدای استخوانهایت را جایش شنیدم…
حیف شدی پدر..حیف شدی…
و من اینجا اکنون میان تنهایی خویش نشسته ام مات و مبهوت…
انگار نه انگار تنهایم گذاشتی و رفتی…
آرام آرام گرفته ای میان بسترت…
من ماندم و غم بزرگ بی پدری
... ادامه

دیدگاه

اشتراک گذارنده Makeh1372 و 6 نفر دیگر