IMG_20171228_131534.jpg IMG_20170125_132056.jpg images(8).jpg ie6w_img_20151217_203422.jpg
♣ یاس ♣ (آفلاين)

♣ یاس ♣ فریاد میزند :
مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط ♣ یاس ♣ قادر به مشاهده مشخصات او هستند
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
. . .سکوت میکنم تمامِ لحظاتی را که دلم شکست و اشک ریختم"""
روزهایی را که زخم خوردم و دَم نزدم""""
آن زمان که صدایِ ناله هایم را فقط در قلبم خاموش کردم""""
آری سکوت میکنم""
چون میدانم در این روزگار هیچ دستی بدونِ چشمداشت
دستم را نمی گیرد"""
و هیچکس بی ریا اشکهایم را پاک نمی کند"""
سکوتِ من مُهری ست بر تمام لحظات شکسته شدنم""""

دیدگاه

اشتراک گذارنده tanha_m و 14 نفر دیگر
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
. .....دنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
گله دارم از مردمانت ""
از دلهای سنگی و زخم زبانهایشان""
گناهم چیست؟"جز عاشقی""مگر مجنون بودن جرم است""
مرا همچون طاعون زده ای از خود میرانند""
اما باکی نیست""بگذار در راه لیلیم من هم مجنون باشم""

دیدگاه

اشتراک گذارنده tanha_m و 16 نفر دیگر
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
. . . .. هوای حاله من. سرده .........ولی از ابر و بارونه خزون نیست.....
زمستون داره . انگار .........که ابرش تو هزارتا آسمون نیست.......
........یه عالم. دارم تو سینه.....
شبه تار و. ......هوای بی می و ساقی همینه........
من اینجا. و .......تو موهات غرقه رقصه رویه این باد.......
سکوته شب. ......سکوته تو چه احساسی به شب داد.....
...... چه بی رحمانه. ......
چه بی اندازه میخوام که. .......چه با انگیزه میخونی که میرم......
منو سازم منو سوزم منو آه .... تو و جام پر از می که شکستی......
منو. ...... تو و باده منو. .....


اشتراک گذارنده hooman65 و 23 نفر دیگر
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
. . .... بیا باز هم برایم. "" از همان قصه هایی که می گفتی و من خواب می رفتم "" همان حرفهایی که اولش _ بود و آخرش _ "" بیا امشب. بدجور میلرزاند "" امشب برف است و سردی. "" و رویاهای تو "" آسمان نیز امشب. دارد "" بیا باز هم بگو برایم "" اینبار قصه ای بباف که خوابی بدون بازگشت بروم "" امشب. "" دانه دانه. آتش میزنم "" آه. چه سخت است "" دیدن شعله های آتش این خاطرات "" راستی : آخرین دانه اش را نمی سوزانم چون آخرین حرفت که گفتی .... "" در قلبم مانده "" اگر امدی یادت باشد با داانه آخر ین شمعی روشن کن بر مزارم "" بگذار همه بدانند که.


اشتراک گذارنده mona و 20 نفر دیگر
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
. . ..... خسته ام ... صدایم را کسی نمی شنود...دل شکسته ام کسی دلم را نمی بیند....بهایی بس سنگین پرداخته ام... آه ای آسمان ابرهایت کو؟ امشب ستاره نمی خواهم ..امشب مهتاب نمی خواهم...امشب صاعقه میخواهم ...رعد و طوفانت را میخواهم....امشب کمی شانه میخواهم....دلم بس غمگین و بیمار است...امشبی را تیمار میخواهم ...زخمی در دل دارم ...مرهم میخواهم....آه ای فلک ...نگردد چرخت...ای روزگار همه روزت سیاه...که روزهایم را تیره و تار کردی....ببار اسمان امشب را با من ببار...دلم گرفته ..قصه غصه ها با من ...بارش و رگبار و رعد با تو....ببار آسمان


اشتراک گذارنده naser6863 و 25 نفر دیگر
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
. . .....عشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق = عاشق شد قلبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سهم من از عشق تو تنهایی و پریشانی شد
پریشان نگاههای توام" حرفهایت "خنده هایت
عاشقانه های دروغینت "
میبینی ؟ دل ساده من هنوز هم با تو حرف میزند
گفتم دلم " راستی دلم هنوز هم میشکند
هربار که لبخندت را میزبان دیگری میکنی
تلنگری به قلبم میزنی "
اما غمی نیست .....چون تو میخندی.....بخند گلم بگذار
قلبم بشکند .....فقط تو بخند...


اشتراک گذارنده ebrahimmaghsoodi و 21 نفر دیگر
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
در مکتب عشق جای من و تو خالی بود
لیلی و مجنون ...شیرین و فرهاد ...وامق و عذرا ...و خسرو و شیرین
اما منو تو کجا بودیم ؟
کجای خالی این قصه را باید پر میکردیم ؟
میدانی غریبانه ترین جای قصه کجاست؟
مجنون به یاد لیلی ش مجنون شد ..
فرهاد برای شیرینش کوه کن شد ...
خسرو هرگز شیرینش را نیافت ...
اما منو تو در کنار هم نشستیم و به چشمان هم خیره شدیم
اشکهایمان در هم آمیخت
و لبهایمان لطافت محبت را نظاره گر بود
بوسه های عاشقانه ات را هیچگاه از یاد نخواهم برد
هنوز هم به یاد لبهایت به آینه نگاه میکنم
میدانی جای لبهایت هنوز هم بر لبهایم مانده است
هیچگاه آخرین نگاهت را فراموش نخواهم کرد
میدانی آخرین نگاهت شوق دیدار دلبری دیگر داشت
اما .......... سنگینیش هنوز هم بر تنم مانده ست
... ادامه
IMG_20171228_131534.jpg


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 25 نفر دیگر
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
. . روزگاری ست که روزه سکوت گرفته ام """ و نماز عشق میخوانم""""
روزگاری ست که عبادت میکند دلم تنهایی را ""
سر بر سجاده مهربانی میگذارم ""
و سوره غربت میخوانم ""
عجب است که پاداشم تنهایی ست ""
و نگاهم بر زمین خیره میماند ""
شاید نگاهم هنوز آسمانی نشده و دلم ""
دریای غم است ""


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 26 نفر دیگر
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
. . درد دلی ساده..
روزگاره غریبی ست...در کنار هم زندگی میکنیم اما همدیگر را نمی بینیم... چشمانم را فقط به خودمان خیره کرده ایم..
نیازهایِ بسیار داریم که برای بدست آوردنشان خودمان را به در و دیوار میزنیم ...
نیاز به محبت یکی از بزرگترین نیازهایِ عاطفیه همه ماست ...اما
چه کرده ایم؟
دورِ خود می‌گردیم تا کسی را بیابیم و قلبِ خود را با بودنش و محبتش گرم کنیم ..
بدستش که آوردیم آن وقت میشویم کوهی از غرور و خودخواهی ...سر بالا میگیریم و برایش منم منم میکنیم...انگار نه انگار که دلی داریم...بعد غرور به خود میدهیم که من اینم و اینگونه ام و خلاصه شجره نامه ای برایش می‌نویسیم که حتی خودمان هم باورمان می شود که جزء موجوداتِ فوق طبیعی هستیم ...انگار نه انگار که تا دیروز در خلوتِ خویش ناله میزدیم مگر من هم آدم نیستم و نیاز به همدم ندارم؟...اما همینکه کسی پیدا شد ..فرشته میشویم و با همه آدمها فرق داریم...به قولِ معروف ( کلاس میزاریم) ..میرویم در پیِ کسی دیگر
و در خیالِ خویش میگوییم ..اگر این مرا دوست دارد پس حتما خیلی مهم هستم و دیگرانی هم هستند که باز مرا بخواهند....و شروع میشود
یکی پس از دیگری
بعد اگر یکی پیدا شود که به خودمان پشت پا بزند ...
آنوقت خدا بدادش برسد..
جار میزنیم که ای داد و ای بیداد خیانت دیدم...یکی هم نیست بگوید تو خودت استاده خیانتی...
بعد هم که دلمان را در دست میگیریم و آی دلم شکست و خدا دلش را بشکند و خدا ازش نگذرد سر میدهیم...
اما ...آی آدمها من بودن را اگر ما کردیم ...دیگر خرابش نکنیم...باور کنیم زیبایی ظاهر
ماندگار نیست ....دلی را بخاطره تنوع طلبی خود نشکنیم ..دنیا همین است و ما در این دنیای رنگارنگ میتوانیم یکرنگ باشیم ..میتوانیم صداقت و درستی داشته باشیم...باور کنیم خودمان را و باور کنیم انسانهایِ اطرافمان را
... ادامه


اشتراک گذارنده aryanjanam و 27 نفر دیگر
♣  یاس ♣
♣ یاس ♣
. . خورشیدِ پشتِ پنجره‌ی پلک‌های من
من خسته‌ام! طلوع کن امشب برای من

می‌ریزم آن‌چه هست برایم به پای تو
حالا بریز هستی خود را به پای من

وقتی تو دل‌خوشی، همه‌ی شهر دل‌خوشند
خوش باش هم به جای خودت هم به جای من

تو انعکاسِ من شده‌ای... کوه‌ها هنوز
تکرار می‌کنند تو را در صدای من

آهسته‌تر! که عشق تو جُرم است، هیچ‌کس
در شهر نیست باخبر از ماجرای من

شاید که ای غریبه تو همزاد با منی
من... تو... چه‌قدر مثل تو هستم! خدای من!!
... ادامه


اشتراک گذارنده aryanjanam و 31 نفر دیگر