Attar.jpg photo_2018-02-11_08-46-30.jpg IMG-20160919-WA0006-1.jpg IMG-20180113-WA0000.jpg
ali (آفلاين)

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : ae69
نام کامل : ali
امتیاز کاربری : 3387
جنسیت : مرد
27 ساله | 3 / 10 / 1369
وضعيت تاهل : مجرد
محل زندگی:خوزستان

موسیقی پروفایل

بیشترین برچسب های استفاده شده

بارکد اختصاصی

ali
ali
روزی مرد برنج فروشی نزد عارفی آمد و گفت:
در بازار کسی هست که بدخواه من است و اتفاقا مغازه اش درست مقابل مغازه من است. او عطاری داشت اما از روی کینه و دشمنی برنج هم کنار اجناسش می فروشد و دائم حرکات و سکنات من و شاگردان و وضع مغازه ام را زیر نظر دارد و اگر اشتباهی انجام دهیم بلافاصله آن را برای مشتریان خود نقل می کند. از سوی دیگر به خاطر نوع تفکرم اهل آزاردادن و مقابله مثل نیستم و دوست هم ندارم با چنین شخصی درگیر شوم. مرا راهنمایی کنید که چه کنم!؟"
استاد با لبخند گفت: اینکه آدم بدخواهی با این سماجت و جدیت داشته باشد ، آنقدرها هم بد نیست!! بدخواه تو حتی بیشتر از تو برای بررسی و ارزیابی و تحلیل تو و مغازه ات وقت گذاشته است و وقت می گذارد. تو وقتی در حال خودت هستی او در حال فکر کردن به توست و این یعنی تو هر لحظه می توانی از نتیجه تلاش های او به نفع خودت استفاده کنی.
من به جای تو بودم به طور پیوسته مشتریانی نزد عطار می فرستادم و از او در مورد تو پرس و جو می کردم. او هم آخرین نتیجه ارزیابی خودش در مورد کم کاری شاگردان یا نواقص و معایب موجود در مغازه ات را برای آن مشتری نقل می کند و در نتیجه تو با کمترین هزینه از مشورت یک فرد دقیق و نکته سنج بهره مند می شوی! بگذار بدخواه تو فکر کند از تو به خاطر شرم و حیایی و احترام و حرمتی که داری و نمی توانی واکنش نشان دهی ، جلوتر است.
از بدخواهت کمک بگیر و نواقص ات را جبران کن.

| دیدگاه

اشتراک گذارنده S_mq و 2 نفر دیگر
ali
ali
با دلخوری به " خدا " گفتم
درب آرزوهايم راقفل ڪردی

ڪليد را هم پيش خودت نگه داشتی

لبخندی زد و جواب داد

همه عشقم اين است
ڪه به هواي اين ڪليد هم شده

گاهی به من سرمیزنی

دیدگاه

اشتراک گذارنده S_mq و 2 نفر دیگر
ali
ali
شازده کوچولو: چطوری حماقتم رو نشون بدم؟

روباه : برای هرچیزی اظهار نظر کن...

دیدگاه

اشتراک گذارنده S_mq amirarsalan77
ali
ali
هر صباحی غمی از دورِ زمان پیش آید
گویم: این نیز نهم بر سرِ غم‌های دگر

سعدی

سلام روز بخیر

دیدگاه

اشتراک گذارنده amirarsalan77 Maryam76m
ali
ali
ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت.
به شاه خبر دادند که چه نشسته‌ای که نگهبان شیر، یک ران گوسفند را می‌دزدد.
شاه دستور داد نگهبانی مواظب اولی باشد.
پس از مدتی آن دو با هم ساخت و پاخت کردند و علاوه بر اینکه هر دو ران را می‌دزدیدند، دل و جگرش را هم می‌خوردند.
شاه خبردار شد و یکی از درباری‌ها را فرستاد که نگهبان آن دو باشد.

این یکی چون درباری بود دو برابر آن دو برمی‌داشت!!!
پس از مدتی به شاه خبر دادند: «جناب شاه، شیر از گرسنگی دارد می‌میرد.»
جستجو کردند و دیدند که این سه با هم ساخته‌اند و همه اندام‌های گوسفند را می‌برند و شیر بیچاره فقط دنبه گوسفند برایش می‌ماند. ناچار هر سه را کنار گذاشت و گفت:
اشتباه کردم،
یک نگهبان دزد بهتر از سه نگهبان دزد بود

| دیدگاه

اشتراک گذارنده aq-reza
ali
ali
پنجشنبه است شاخه گلی بفرستيم به زیبایی یک فاتحه و صلوات برای تمام عزیزانی كه دیگردر بين ما نيستند ولی
دعاهایشان هنوز كارگشاست،آنهایی که
يادخوبشان هميشه با ماست و جایشان
در بين ما خالیست.

خيلی وقتها دلتنگشان هستیم اما دیدارخوبشان دیگر ممکن نیست.... به جای سیمای پرمهرشان بوسه بر سنگ مزارشان می زنیم و اشک می ریزیم...به ياد درگذشتگان و عزیزان آسمانی مان باهم بخوانیم:

اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الاخلاص و الصَّلَوَاتِ.

دیدگاه

اشتراک گذارنده Shaghayegh_8280_A و 4 نفر دیگر
ali
ali
روبه شش گوشه ترین قبله ی عالم هر صبح

بردن نام حسین بن علی میچسبد

اَلسلام علَی الْحسَیْن
وعلی علی بْن الْحسین
وعلی اولادالحسین
وعلی اصحاب الحسین

سلام صبحتون به خیر و نیگی

| دیدگاه

اشتراک گذارنده P1A2T3A4K5 و 2 نفر دیگر
ali
ali
1-خدا امر می‌کند اگر گناه کردید پنهان کنید، وقتی گناه علنی شود، مردم برای انجام گناه ترس‌شان از بین می‌رود.

2-فردی گناهی کرده اما چون به والدین خود خدمت می‌کند، خدا در پی مجازات او نیست. و چون مردم از اسرار بین خالق و مخلوق بی‌خبرند، منتظر مجازات گنهکار هستند چون گنهکار گناه خود را علنی کرده است. پس در صورت عدم مجازات گنهکار، مردم به خدا اعتقادشان سست می‌شود و می‌گویند، هر کس گناه کند خدا با او کاری ندارد و موفق‌تر هم می‌شود. (العیاذ بالله)

3-اگر گناه آشکار شود مردم بر گنهکار گستاخ شده و درصدد مجازات او بر می‌آیند در حالی که خالق، آن گناه را شاید به خاطر توبه بخشیده باشد ولی مردم به راحتی توبه‌پذیر نیستند.

دیدگاه

اشتراک گذارنده ava0901 و 2 نفر دیگر
ali
ali
امام علی ع:
به خدا سوگند، مردمي كه در خانه‏ هاشان نشينند تا دشمن به سراغشان آيد، قطعاً ذليل و خوار شوند
... به من خبر رسيده كه بعضي از لشكريان دشمن بر زنان مسلمان و ديگر زناني كه در پناه دولت اسلامند، هجوم برده و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره آنان را به يغما برده‏ اند، و هيچ مردي ياور و مدافع آنها نبوده جز ناله و التماس آنان به دشمن.
آنگاه غارتگران باد به غبغب افكنده و بي‏ آنكه كشته و مجروحي بر جاي گذارند، باز گشته‏ اند!
فرياد از اين سستي !
براستي مُردن به از اين ماندن!
اي شگفتا و شگفتا!
به خدا سوگند، همدستي و همداستاني لشكر معاويه بر باطلشان، و جدايي و ناهماهنگي شمايان از حقّتان، دل را مي‏ميرانَد و لشكر اندوه را بر آدمي چيره مي‏سازد.
رويتان سياه باد و اندوهتان پايدار كه آماج تيرهاي بلاييد ، از هر سو مورد تاخت و تازيد، امّا به پا نمي‏خيزيد. بر شما حمله و هجوم آرند و اموالتان را به غارت برند، و شما دست بسته نشسته‏ ايد و دفاع نمي‏كنيد!
...اي مرد نمایانی كه از مردانگي دوريد، و اي كودك فكران و حجله انديشان!
دوست مي‏داشتم اصلًا شما را نمي‏ديدم و نمي‏شناختم!
...خدا مرگتان دهد كه دلم را خون كرديد، و سينه ‏ام را از خشم آكنديد، و جرعه ‏هاي غم را يكي پس از ديگري به كامم ريختيد، و با نافرماني و كار شكني‏تان انديشه‏ ام را تباه كرديد!
تا آنجا كه قريش گفت: پسر ابو طالب دلير مرد است امّا از دانش نبرد بهره ندارد!
خدا پدرشان را بيامرزد؛ آيا كسي از من جنگاورتر و در جبهه پرسابقه‏تر هست؟! من هنوز بيست سال نداشتم كه پاي در جبهه گذاشتم تا امروز كه شصت سال را پشت سر نهاده ‏ام.
امّا چه كنم!؟ آن كه فرمانش را نبرند، او را تدبيرى باقی نمی ماند.»
... ادامه

| دیدگاه

اشتراک گذارنده P1A2T3A4K5 و 2 نفر دیگر
ali
ali
امشب ، اولین شب است بی حضور گرم تو. شب تاریک است. و سرد.

یتیمانت از بس گریه کرده اند خوابشان برده است. ولی من چگونه چشم بر چشم گذارم با این همه درد تنهائی ؟ هنوز کسی رفتنت را نمی داند، این گفته خود تو بود که خواستی شبانه دفنت کنیم. فردا دیگر صدای گریه ات مزاحم همسایه ها نخواهد شد.

به یاد داری که چه بی شرمانه می گفتند به فاطمه بگو یا شب گریه کند ، یا روز. از دست گریه های بی امانش به ستوه آمده ایم . کاش فقط یک بار دلیل گریه هایت را می پرسیدند.

فاطمه جان ! مطمئن باش که دیگر نه تو مزاحم آنهائی و نه آنها مزاحم تو . خوشا به حالت که آسوده شدی از دست این مردمان بی وفا . فردا تو نزد پدرت هستی ، در بهترین نقطه ی بهشت. پیامبر که رفت، تو تنها یاور روزهای تنهایی ام بودی . ولی به یقین بهشت با تمام میوه ها و رودها و حوریانش ، برای رسول ، گوارا نبود، بی حضور تو.و تو نیز ام ابیها بودی و چگونه می توانی تحمل کنی این روزگار عجیب را ، بی حضور پدر . حال من مانده ام تنها ، با تمام این وحشت زدگان غرق در مرداب زندگی و چه عالمگیراست سیاهی روحشان . مثل امشب ، تاریک و خاموش . همه خوابیده اند و اگر می دانستند که از این پس از چه نعمتی محرومند ، به یقین نه چشمهایشان اذن ورود به خواب می داد ، نه تاب و قرار بر دلهایشان می نشست.

علی تنهاست . تنها تر از همیشه. و او چه خواهد کرد بی فاطمه ، جز پناه بردن به چاههای صبورمدینه !

| دیدگاه

اشتراک گذارنده ava0901 و 3 نفر دیگر