30913911_2003846106499595_8711545439935004672_n.jpg 797bce2444a6cc158d16f4b143680935.jpg images (2).jpeg 10531502525864640964.jpg
مجتبآع (آفلاين)

میدونه [درباره]
مجتبآع فریاد میزند :
مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط مجتبآع قادر به مشاهده مشخصات او هستند
مجتبآع
مجتبآع
تا زنده ایم خوب باشیم
30913911_2003846106499595_8711545439935004672_n.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده naser6863
مجتبآع
مجتبآع
سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخن


بس کن این شب ناله ها را ازچه خواهی رنج من

جرم و تقصیر از تو بود از یار دیرین بد نگو

هر چه کرد آن یار شیرین با تو ناز شصت او

هرزگی کردی سزای هرزگی رسوایی است


حاصل رنگ و ریا در عاشقی تنهایی است

از بهشت وصل جانان دوزخ غم ساختی


سینه رنجور من در التهاب انداختی

در کفت بود آنچه عمری آرزو می داشتی

پنیان بنهادی و باب کتان برداشتی

ای دل دیوانه بشنو این مرام زندگیست

او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست

وصف گل رویان شنیدی پا ز سر نشناختی


عیش نا اهلان گزیدی تا گل خود باختی

در پس و پیشت گل خوش عطرو بو بسیار بود


آن گلی که از جور تو پژمرده می شد یار بود

همچو شاهین بر ستیغ قله ها پر می زدی


مسخ موشی گشتی و از قله پائین آمدی

با همه خردی ز تو آرامش و شادی ربود


آنچه پائینت کشید از قله ها نفس تو بود

در خم بی راه از خود پشت پا خوردی دریغ


رفت عمری و ندیدی از کجا خوردی دریغ

هر نگاهی محرم دیدار روی یار نیست

هر دلی در عاشقی خوش دست و شیرین کار نیست

یاد باد آن روزگار ای دل که یاری داشتی


در میان باد نوشان اعتباری داشتی

از گذرها می گذشتی خیره سر هنگام جو ی

روز و شب با یار یک دل می نشستی روبه روی

حالیا بی هایو هوی آن سرافرازی چه شد

یار را بازی گرفتی آخر بازی چه شد

این زمان دیگر سر تو با گریبان آشناست

هر دلی ارزان فروشد یار او را این سزاست

آبروی هر کسی در آبروی یار اوست

اعتبار هر دلی در خوبی دلدار اوست

گفته بودم با تو رسم عاشقی اینگونه نیست

پیش یار از دیگری افسانه گفتن خیره گیست


گفته بودم با تو ای دیوانه بس کن سر کشی

بس نکردی سر کشی اکنون اسیر آتشی

شب سحر شد بامداد آمد تو می نالی هنوز

نوش جانت زهر حسرت ای دل رسوا بسوز
... ادامه
797bce2444a6cc158d16f4b143680935.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده AmirKazemi Hana1364
مجتبآع
مجتبآع
فلک هرچی خمهَ کردت وه بارم

مه چوی دویکه مدوم هر گیژه مارم


فلک بسهَ مَگَر چتهِ منه مهِ؟

گرهِ ار سر گرهِ موجینهِ کارم؟
images (2).jpeg

دیدگاه

اشتراک گذارنده AmirKazemi و 5 نفر دیگر
مجتبآع
مجتبآع
مرگ را باید دوست داشت تا بتوانی زندگی کنی
f14f04.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده AmirKazemi و 9 نفر دیگر
مجتبآع
مجتبآع
خداحافظ پسر خاله جان تو رفتی و ما تنها ماندیم
IMG_20180311_194956_885.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده AmirKazemi و 6 نفر دیگر
مجتبآع
مجتبآع
حالم بد خرابه
10531492918825413123.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده AmirKazemi و 7 نفر دیگر
مجتبآع
مجتبآع
قفل غم بر درب سلولم مزن
من خودم خوش باورم گولم مزن
من نمی‌گویم که خاموشم مکن
من نمی‌گویم فراموشم مکن
من نمی‌گویم که با من یار باش
من نمی‌گویم مرا غمخوار باش
Recovered_JPEG_444.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده AmirKazemi و 13 نفر دیگر
مجتبآع
مجتبآع
همیشه خیلی زود ، دیر میشه
Recovered_JPEG_90.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده AmirKazemi و 16 نفر دیگر
مجتبآع
مجتبآع
.
1424904375261401_thumb.jpg

دیدگاه

اشتراک گذارنده AmirKazemi و 15 نفر دیگر