IMG_20170615_200019.jpg
reza (آفلاين)

مشخصات کاربر حفاظت شده است
فقط دنبال شدگان توسط reza قادر به مشاهده مشخصات او هستند
reza
reza
ﮔﺎﻫﯽ ﺧﺪﺍ...
ﺑﺎ ﺩﺳﺖِ ﺗﻮ...
ﺩﺳﺖِ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ...!

ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻮ،
ﮔﺮﻩ ﮐﺎﺭ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ...!

ﺑﺎ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺗﻮ،
ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺳﯿﺮ ﻭ ﻋﺮﯾﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﺪ...!

ﺑﺎ ﻗﺪﻡ ﺗﻮ،
ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺭﺍ ﺣﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ...!

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ،
ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺳﺖِ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ،
ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ...
پس دستانت را ببوس...
... ادامه


اشتراک گذارنده Hana1364 و 4 نفر دیگر
reza
reza
شهریور تمام و کمال ماه توست
یافتنت
گم کردنت
پر کشیدنت
هر کدام نشانی
از شهریور دلتنگی
با خود دارد...
انگار این فصل،فصل جانبازیست
تابستان به اینجا که می رسد
دچار سکته می شود
اصلا می خواهد
از دل آن تقویم جیبی عهد عتیق بزند بیرون
گم شود در کوچه های تنگ خاطره...
این روان خسته دل حوصله امتحان مجدد ندارد...
... ادامه


اشتراک گذارنده Hana1364 و 4 نفر دیگر
reza
reza
یه نگاهی به روزنامه ها انداخت،
_هیچی نگفت
_گفتم : جَفَر امروز دیر کردی!
روزنامه ی تو تموم شد دمِ ظهری.
_باز هیچی نگفت
_گفتم : جَفَر چن وقته کلا کم پیدایی!
یه ندا میدادی برات میذاشتم روزنامتو
_گفت : دیگه روزنامه نمیخونم
_گفتم : پس چِت شده از اون وَرِ شهر پا شدی اومدی اینجا؟ دیوونه ای مگه؟
_گفت : تو که یه عمره داری روزنامه میفروشی
یه پاره آجر سراغ نداری بذارم رو زندگیم
باد نبرتش؟
... ادامه


اشتراک گذارنده Hana1364 و 4 نفر دیگر
reza
reza
کم کم یاد خواهی گرفت،
تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را...
اینکه عشق، تکیه کردن نیست و
رفاقت، اطمینان خاطر...
و یاد می گیری که بوسه ها قرارداد نیستند..

باید باغ خودت را پرورش دهی،
به جای این که منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد...
یاد می گیری که می توانی تحمل کنی؛
که محکم باشی، پای هر خداحافظی...
یاد می گیری که خیلی می ارزی...


اشتراک گذارنده Hana1364 و 3 نفر دیگر
reza
reza
اگر نمی توانید
قلمی برای نوشتن
خوشبختی کسی باشید
دست کم بکوشید
پاک کنی خوب
برای زدودن
دلتنگیهایش باشید . . .


اشتراک گذارنده Hana1364 و 3 نفر دیگر
reza
reza
لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ !
از گرما می نالیم. از سرما فرار می کنیم.
در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم.
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصير غروب جمعه است و بس!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ:
ﻣﺪﺭﺳﻪ.. ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .. ﮐﺎﺭ..
ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻔﺮﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ!
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ...

پروفسور حسابی


اشتراک گذارنده Hana1364 و 8 نفر دیگر
reza
reza
آدمها به دنبال لیاقتشان می روند...
اینکه با چنگ و دندان بخواهید یک نفر را
نگه دارید و او هیچ تلاشی
برای ماندن نکند ،
فقط وقتتان را تلف کرده اید!
بگذارید تا جایی که "می مانند"، بمانند...
دستشان را باز بگذارید
اگر کسی نخواست کنارتان باشد
خودتان کفشهایش را جفت کنید
راه را باز کنید تا بدون شما به زندگی ادامه دهد...
یادتان باشد :
آدم ها
به جایی می روند که لیاقتش را داشته باشند..
... ادامه


اشتراک گذارنده Hana1364 و 9 نفر دیگر
reza
reza
سقف خانه ی ما سوراخ است !


ولی درعوض مناره های مسجد سربه فلک کشیده است ...
همسایه مان هرساله ب مکه میرود میگوید خدا طلبیده است....
خدا... خسته نمیشوی از قیافه تکراریش؟
دوستانت چه قیافه ای دارند؟
ریش... تسبیح ... سجاده؟
بااسمت چه احترام دارند!
اگر دوست بی ریش و تسبیح قبول میکنی
ماهم هستیم...
اینجا میگویند برو دعایت را به فلانی بگو پیش خدا آبرو دارد شاید دعایت پذیرفته شود....
خدایا نگو که پارتی بازی به عرش هم رسیده است
من به این جماعت دیوانه کافرشده ام!
فقط تورامیشناسمو بس....

... ادامه


اشتراک گذارنده Hana1364 و 8 نفر دیگر
reza
reza
یادمان نرود...
در دفتر دیكته فردایمان
بنویسیم:
انسان بودن،
پاک بودن ،
مسئول بودن و
دراندیشه سرنوشت
دیگران بودن ،
وظیفه نیست!!!
بلكه بایدجزصفت آدمی باشد.


اشتراک گذارنده sogand7123 و 5 نفر دیگر
reza
reza
گفت: خیلی می ترسم ؛ گفتم: چرا؟

گفت: چون از ته دل خوشحالم . خوشحالی این شکلی وحشتناک است . ازش پرسیدم: چرا؟

گفت: وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد، می گذارد این طور خوشحال باشی


اشتراک گذارنده sogand7123 و 10 نفر دیگر