IMG_20180510_132619_396.jpg IMG_20180423_201358_495.jpg IMG_20180423_131005_358.jpg IMG_20180418_212447_981.jpg

چیبگم والا..... [درباره]
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa فریاد میزند :

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : Sweetlife
نام کامل : ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
امتیاز کاربری : 10467
جنسیت : زن
4 ساله | 31 / 5 / 1393
وضعيت تاهل : متأهل
محل زندگی:خراسان رضوی
محل تولد : خراسان رضوی

موسیقی پروفایل

برچسب های شخصی

بیشترین برچسب های استفاده شده

بارکد اختصاصی

ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
از مرگ نترسید
از این بترسید که وقتی زنده اید
چیزی درون شما بمیرد به نام "انسانیت


اشتراک گذارنده 2017_ff و 2 نفر دیگر
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
"برای ‌ﺧﺪﺍ " ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ، یا ﭼﻪ ﺁﯾﯿﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ... ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻓﺮﻕ می‌کند. ﻭ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻕ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺧﺪﺍﯾﻤﺎﻥ ﺟﺪﻝ ﮐﺮﺩﯾﻢ؛ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ‌ﺗﺮﻡ، ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ‌: ﻣﻦ! ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺧﺪﺍﯼ ﻫﺮﺩﻭﯾﻤﺎﻥ ﯾﮑﯿﺴﺖ؛ ﻓﻘﻂ ﺭﺍه ﺍﺗﺼﺎﻟﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﻪ ﺭﺍه هاي ﺍﺗﺼﺎﻝ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺰﻧﯿﺪ! ﺷﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﭘﻨﺪﺍﺭ ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻭ ﮐﺮﺩﺍﺭ ﻧﯿﮑﺶ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﺪ... ﺍﺟﺎﺯه ﺑﺪﻫﯿﺪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‌ﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺶ ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺷﯿﻮه ي ما...
خداوند عارف عاشق ميخواهد نه مشتري بهشت
فارغ از هر دين و آييني التماس دعا


اشتراک گذارنده gvj و 2 نفر دیگر
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
فردی فقیر که برای نگه داری روغن اندک خود
خیک نداشت،روباهی شکار کرد
و از پوست آن خیک روغن ساخت.
به او گفتند؛پوست روباه حرام است!
او برای نظر خواهی نزد یک مکتب دار رفت
و از او سوال کرد،مکتب دار عصبانی شد و گفت؛
تو نمیدانی که روباه حرام است؟!
مرد گفت؛ ای داد و بیداد،بد شد!
مکتب دار پرسید؛ مگر چه شده؟
گفت؛روغنی که در آن هست را برای
حضرتعالی آورده ام!
مکتب دار گفت؛آن جانور روبه بوده یا روباه؟!
مرد گفت نمیدانم، روبه دیگر چیست؟!
مکتب دار گفت؛ حیوانی است بسیار شبیه روباه،
برو و آن را برایم بیاور! انشا الله که روبه است!
بد به دل راه نده...!

و اینگونه است که چه نشدن هایی،
شدنی میشود...!
... ادامه


اشتراک گذارنده gvj و 2 نفر دیگر
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
تبدیل ریال به پِهِن به دست متخصصان ایرانی کمتر از ده سال
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
IMG_20180510_132619_396.jpg


اشتراک گذارنده gvj و 2 نفر دیگر
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
دختر دستش را بریده بود اندازه‌ای که نیاز به بخیه زدن داشت.
با شوهرش آمده بود.
وقتی خواست روی تخت دراز بکشد شوهرش نشست و سرش را روی پاهایش گذاشت.
تمام طول بخیه زدن دستش را گرفت و نازش را کشید و قربان صدقه‌اش رفت.
وقتی رفتند
هرکسی چیزی گفت
یکی گفت زن ذلیل
یکی گفت لوس،
یکی چندشش شده بود
و دیگری حالش بهم خورده بود!

یادم افتاد به خاطره‌ای دور روی همان تخت.
خاطره‌ی زنی با سر شکسته که هرچه گفتم چطور شکست فقط گریه کرد و مردی که می‌ترسید از پاسخ زن.
زن آنقدر از بخیه زدن ترسیده بود که بازهم دست مرد را طلب می‌کرد و مرد آنقدر دریغ کرد که من کنارش نشستم و دستش را گرفتم و آرام در گوشش گفتم لیاقت دستانت بیشتر از اوست.
اما وقتی آن‌ها رفتند کسی چیزی نگفت! هیچکس چندشش نشد و هیچ‌کس حالش بهم نخورد...
همه چیز عادی بنظر آمد ....

و من فکر کردم ما مردمی هستیم که به ندیدن عشق بیشتر عادت داریم تا دیدن عشق...
... ادامه


اشتراک گذارنده gvj و 4 نفر دیگر
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
سرخ پوستان از رييس جديد می پرسند
آيا زمستان سختی در پيش است؟
رييس جوان قبيله که نمی دانست چه جوابی بدهد می گوید برای احتياط برويد هيزم تهيه کنيد
سپس به سازمان هواشناسی کشور زنگ می زند
آقا امسال زمستان سردی در پيش است؟
و پاسخ شنید : اينطور به نظر می آید
پس رييس دستور می دهد که بيشتر هيزم جمع کنند، و بعد يک بار ديگر به سازمان هواشناسی زنگ می زند
شما نظر قبلی تان را تأييد می کنيد؟
و پاسخ شنید : صد در صد
رييس دستور می دهد که افراد تمام توانشان را برای جمع آوری هيزم بيشتر بکار ببرند. سپس دوباره به سازمان هواشناسی زنگ می زند
آقا شما مطمئنيد که امسال زمستان سردی در پيش است؟
و پاسخ شنید
بگذار اينطور بگویم ؛ سردترين زمستان در تاريخ معاصر!!!
رييس پرسید:از کجا می دانيد؟
و پاسخ شنید :
چون سرخ پوست‌ها ديوانه وار دارند هيزم جمع می‌کنند

خيلی وقت‌ها ، ما خودمان مسبب وقايع اطرافمان هستيم!

حالا بنظر شما دلار و ماشین و گوشت و مرغ و ... باز هم گران می شود؟

خواهشاً کمتر هیزم جمع کنیم!
... ادامه


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 2 نفر دیگر
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
پادشاهی خروج بادِشكم را ممنوع کرد!

از او پرسیدند چرا اين كار را ممنوع كردى؟
گفت: تا ملت سرگرم آزادی آن هستند؛
آرزوی بزرگتری را دنبال نخواهند کرد...!

حکایت تلگرام و کند کردن آن...


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 2 نفر دیگر
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
اصفهانیه گوشي اپل خرید گذاشت جیب پشت شلوارش!

یادش رفت نشست صدای تق شکستن اومد!

با نگرانی گفت: ایشالله به حق 5 تن که استخون لگنم باشه !s31.gif


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 4 نفر دیگر
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
حاکمانی كه نمی دانند شب مردمانشان

چگونه به صبح میرسد

دیگر چه فرقی میكند

به شراب نشسته باشند

یا به نیایش ایستاده باشند.


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 3 نفر دیگر
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
ɱΦĐïЯ نمکستانAtousa
گاندی می گوید:

اكثر انسانها حتي جسارت دور ريختن لباسهايي كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند، بعد از آنها توقع داريم كه باورهاي غلطي را كه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتي كنار بگذارند و دور بريزند!


"جهل" نرمترين بالشي ست كه بشر ميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد!


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 4 نفر دیگر