20180526_233418.png 20180526_233321.png 20180526_233217.png 20180613_223500.jpg
کیمیعآم (آفلاين)

شایَد مَن لیاقَتِ داشتَنِ اون دَستارو تا ا.. [درباره]
کیمیعآم فریاد میزند :

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : Ms_kM
نام کامل : کیمیعآم
امتیاز کاربری : 3694
جنسیت : زن

موسیقی پروفایل

بیشترین برچسب های استفاده شده

بارکد اختصاصی

کیمیعآم
کیمیعآم
نَـذآر کـسـے بـجُز بـِهـم بـِگـِـ دوسـِـتـ دآرَمـ (:
ilin_


اشتراک گذارنده soroush2
کیمیعآم
کیمیعآم
ی آدم نــدارد کہ آدمـ ها بـرای رفتـ و آمدشـان بگیرند، در زِنـدگے هَرکسـ چَنـدنَفَریـ هستند کہ بَـرای رَد شدن از مَرزذِهـن لـآزم ندارند و خواستِہ و نَخواستِہ هَمـہ جـا بـا او هَستند. لابُـد تا پــای هَمـ ...(:


اشتراک گذارنده soroush2 و 6 نفر دیگر
کیمیعآم
کیمیعآم
بآ یکـ بآلـایـ سَرِ او ایـسآدهـ بودَنـد
کہ مَبـآدا از کِتفهـآی
بیرون آیـد (:



اشتراک گذارنده ALIREZABAD و 10 نفر دیگر
کیمیعآم
کیمیعآم
مثلا یک دفعه دستت بخورد
یک دبه بریزد روی پیراهن
یا وقتی یی توی غذایت پیدا شود
یا توی روز ماشین بزند توی چاله و لباس های مهمانی ات چرک شود
تجربه کردنت،همینقدر بود...(:



اشتراک گذارنده AmirKazemi و 12 نفر دیگر
کیمیعآم
کیمیعآم
مانندِ ولگردے
‎کہ تا توانستہ خود را پُر کرده
‎از ترسِـ یک روز بے غذا ماندنـ
‎خیره مےشـوم بـہ تو
‎که بر دامنــم
‎سـر گذاشته‌ای (: ♡


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 8 نفر دیگر
کیمیعآم
کیمیعآم
در نبودت به کسی 
باج ندادم هرگز

کاروان نیست که "دل"
هرکه به جایت آید

{کاف}


اشتراک گذارنده shbnam7 و 10 نفر دیگر
کیمیعآم
کیمیعآم
میخوام ی جایی واسه بچه هامون بنویسم،فر موهای مامانتون از وقتی بیشتر شد که مینشست کنار تو و حرف میزد،شعر میخوند و تو یکی از انگشتات تو موهام ول بود و باهاشون بازی میکردی و هی موهامو بین انگشتات لول میکردی
میخوام براشون بنویسم اگه ی روز،ی مردی عاشق موهای پیچ خوردتون شد بشینید کنارش واسش شعر بخونید تا بتونه دستشو ببره لای موهاتون و اونارو پیچ بده ...
بزارید ی روزی برسه که پایین موهای همه خانوما پیچ خورده باشه و افسانه ما ورد زبونشون


اشتراک گذارنده AmirKazemi و 9 نفر دیگر
کیمیعآم
کیمیعآم
ـ

یک جاهائی از زندگی هم هست که مال خود آدم است ،
من هندزفری میگذارمکه صدای سلیقه ام به گوشِ شما نرسد ،
ببین شعورش را دارم که نگویم به تو چه؟
که کله ام را فرو نکنم توی حلق زندگی شما ،
شاید بد نباشد شما هم تلاشت را بکنی ،خدا را چه دیدی ،شاید شد!
یک جاهائی خصوصی است ،
خواهر و برادر و عمه و خاله و رفیق هم برنمیدارد ،
دفتر خاطرات آدم روزنامهٔ چاپ صبح نیست که اینطور با ولع میخوانی و کله تکان میدهی!
تو اگر دلت کشید و رفتی موهایت را از بُن تراشیدی من حرفی نمیزنم ،
شعورش را خدا به من داده که سلیقهٔ کسی را شخم نزنم ،
حالا شما چطور؟
به رنگ موی آدم هم کار داری
که چی مثلا؟که بی شعوریت را داد بزنی؟زدی عزیز دلم ،
ما هم لبخندمان را زدیم ،ولی هرکدام یک زَدَنی دیگر داریم ،تو به چاک و من عُق!
بیا بِزَن و سرت را کنار گوش من تکان نده
که شکست خورده ای؟؟؟!
گاهی هم بگذاریدآدمها احساس کنندکه میشود«زندگی» کرد
هنوز ، گاهی که میشود؟
لطفا کنجکاو عزیز ،لطفا!
... ادامه


اشتراک گذارنده Doyle و 13 نفر دیگر
کیمیعآم
کیمیعآم
روزی را تصور میکنم که به خودت جرات میدهی و میروی سراغِ پوشه ی عکس هایم؛ 
یکجا میخندم یک جا خامه ی بستنی به صورتم مالیده ای و عصبانی ام ، 
یک جایِ دیگر ژستِ هنری گرفته ام ،
این آخری را هم حتما میبینی که داشتم میبوسیدمت... 
آن روز شاید تهِ دلت برایم تنگ شود و بخواهی برگردی.
میبینی من تا کجا امید دارم به آمدنت؟



اشتراک گذارنده Doyle و 10 نفر دیگر
کیمیعآم
کیمیعآم
یه سری دوست داشتنا هست،از اول بوی غم میده؛
تو ترافیکی باهاش دستاشو محکم گرفتی، میدونی این دستا همیشگی نیست...
تو تولدت شمعتو فوت میکنی و تنها آرزوت اونه، میدونی آرزوی محاله...
تو کافه نشستی باهاش قهوه میخوری،تلخ با قند چشاش،میدونی یه روز باید تلخ بخوری تلخ تلخ...
یه دوست داشتنا هست،بوی جدایی میده،بوی اولی و اخری بودن،
ولی عجیب آدم دلش میخواد باشه با این اولی و اخریه...
حتی به قیمته جدایی،
حتی به قیمت تباهی...


اشتراک گذارنده Doyle و 11 نفر دیگر