15300150958891292276152.jpg
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ (آفلاين)

من نمیتونم عشق دوم داشته باشم چ مجازی و حقی.. [درباره]
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ فریاد میزند :

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : 7171komeyl
نام کامل : SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ
امتیاز کاربری : 8098
جنسیت : مرد
محل زندگی:البرز
محل تولد : البرز

موسیقی پروفایل

بارکد اختصاصی

SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ

آدمها رو ذخیره نکنیم برای روزهای مبادا...اگر برای کسی نصفه و نیمه ایم
و او تمامش را برایمان خرج میکند تووی آب نمک نخوابانیمش.
هی بگوییم اگر هیچکس نباشداین آدم هست که تمامِ خودش را پای من میگذارد.
آدمها یک روز ته می‌کشند ‌بی اینکه بفهمید و زمانی به خودتان می‌آیید که دیگر هیچ راهی برای بازگرداندن آدمی نیست که احساسش را صادقانه خرجتان کرده بود.
http://dl.mr-dl.ir/dl/irmusic.php?url=NXFVRGs2N1hvWnl2UkZQVG1mcGxzSEV...=low

اشتراک گذارنده Yasha12 و 12 نفر دیگر
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ

باید راهی یافت،برایِ زندگی را زندگی کردن،نه فقط زندگی را گُذَراندَن ..
باید راهی یافت،برایِ صبح ها با اُمید چَشم گُشودَن،برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..
اینطور که نمیشود،نمیشود که زندگی را فقط گذراند ،
نمیشود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد،
نمیشود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..
اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز میکنی خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی ،
و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..
اصلا خدا را هم خوش نمی آید،راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،
یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..نمیشود که همه اش خسته باشیو سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..حق داری که خستگی ات را در کنی،اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..اینطور که نمیشود،تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،باید زندگی را زندگی کرد
https://www.aparat.com/v/3Ptun#

اشتراک گذارنده aidin-son و 11 نفر دیگر
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ

به یک آدم هایی میگویند،دندان لق!!!همان هایی که،نه رفتن بلدن نه راه ماندن را!
همان هایی که،هیچ وقت تکلیف شان در زندگی مشخص نیست!
نمیدانند چه میخواهند!کجا زندگی میکنند!و بدترش این است که،حتی روابط اجتماعی را هم نمیدانند!
مدام غر میزنند!چشم هایشان را،روی احساسات شما میبندند!
یکدفعه مهربان میشوند!یاتلخ،میشوند!برایشان،نه، اشک شما،مهم است!نه،خنده هایتان!آنها،خودازاری وخیم دارند!یک روز هایی،فرشته میشوند!ویک روزهایی، مسئول گرفتن جان ات!میبینی!؟خیلی برایتان آشناست!از این دست ادم ها،زیاد دور و برتان است!
اینها،همان دندان لق،زندگی شما هستند!همان هایی که،میدانید دوستتان ندارند!
میدانید بد هستند!میدانید،نمیتوانند عاشق باشند!اما،قبول کنیدآدم،تا یک جایی تحمل دارد!تا یک جایی،می کشد این درد را در زندگیش!
قبل از،متنفر شدن از خودتان آنها را،بیندازید دور!آنقدر دور که،جای خالیشان،در حد یک جای خالی باشدمثل،همان دندان های شیری که افتاد!و فرصت دادیم،برای دائمی ها!
گله دارم ،داریوش
http://dl.nakaman.ir/Music/Ebi/Noon%20o%20Panir%20o%20Sabzi/03.%20Aha....mp3

اشتراک گذارنده fmz-mi و 10 نفر دیگر
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ

فقط زیبایی کافی نیست
در برابر هر زن زیبا، مرد بدبختی هم هست که از بودن با او خسته شده است!
زیبایی یکی از ملزومات عاشق شدن در ذهن تمام مردان است...
اما زنی که تنها زیباست و از داشتن قدرت درک عاجز است، به زودی برای مردش تبدیل به یکی از وسایل گوشه و کنار منزل می‌شود!
عادی و گاهی هم کسالت بار...
،
جشن دلتنگی داریوش
http://dl.nakaman.ir/Music/Dar/Faryad%20Zir%20e%20Ab/Jashne%20Deltangi.mp3

اشتراک گذارنده fmz-mi و 19 نفر دیگر
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ

گاهی باید بگذری ... بگذاری و بروی
‏وقتی می مانی و تحمل میکنی
‏از خودت یک احمق میسازی!
http://www.miusiko.com/upload/artist/Dariush/video/Dariush-Chakavak-M....mp4
دیدگاه

اشتراک گذارنده AHSANTE و 22 نفر دیگر
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ

[لینک ضمیمه]
طولِ عُمر، برای هر آدم تعریف شده است. بعضی ها زود می میرند،‌ بعضی ها دیر، بعضی هم دیرتر. مرگ و زندگی اما، مسئله ی پیچیده ای ست.
“جان داشتن” و “جان نداشتن” ساده ترین تعریف از مرگ و زندگی ست. برای آدم هایی که در زندگی کسی را دوست دارند که نادیده می گیردشان و عاشقانه، انتظارِ آمدنش را در سینه می پَرورانند، مرگ، خیلی ساده تر از آن چیزیست که تصور می کنید. حتا ساده تر از “جان نداشتن”. چرا که “جان”دارند، اما “زنده” نیستند. کافی ست چشمهایتان را باز کنید. خواهید دید مُرده هایی را که راه می روند، نفس می کشند. روح های متحرکی که می خندند، شعر می خوانند، سینما می روند، بر تختی که دوستش دارند آرام می‌گیرند، دلبری می کنند. کافی ست اطرافتان را نگاه کنید. خواهید دید، “جان”دارهایی را که زندگی می کنند؛ اما بی دلیل، اما بی عشق، اما مُرده.
این تجربه مردی هست ک رندگی برایش همان مرگ بود نمی‌دونم خدا کند هیچکس »این زندگی را مثل من تجربه نکنه »
[لینک ضمیمه]
http://dl.nex1.ir/3/Amin-Bani_Nashod.mp3

اشتراک گذارنده tanhadarhhial و 24 نفر دیگر
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ
SÂ♏,ҚØ♏Є¥Ŀ

گاهی پشت پنجره می ایستم و به خیابان خیره می شوم،نگاهم اینجاست به ماشین ها و مردمانی که هرگز نمی ایستند!اما حواسم پر می کشدبه آن محله های قدیم وکوچه های تو در توی کودکی؛به خانه ی آجری مادربزرگ به اتاق هایی با شیشه های رنگی
که شاهد گریه ها و خنده هایم بودندبه آن همه شوقی که با همان خانه هاکوبیده شدو به جایش هزار حسرت سر به فلک کشیده
علم شد...به خانه ای که همه چیزش نشان از مهر داشت،چشمانم را می بندم و در را باز میکنم
و از ایوان وارد حیاط می شوم؛یک حیاط پر از خاطره پر از اشتیاق و یک باغچه ی مهربان که تمام شیطنت های مرا چال می کرد
وحوضی که با کاشی های ترک خورده وماهی های سرخش بهترین همبازی ام بود،شمعدانی هایی که بسته به جان مادر بودهنوز هم اگر با دقت نگاه می کردیردِ انگشتانش را روی گلدان ها می دیدی؛و موزائیک هایی که فاصله ی بین خود را با چمن پر کرده بودندبوی ریحان و نعنایی که مادربزدگ هر روز عصرها می چید و با وسواس خاصی خشک می کردبوی خاک نم زده و حیاط آب و جارو شده،بوی اسپند دمِ صبح،بوی شیشه های سرکه ی پای دیواردیوارهایی که پر بود از نقاشی های دختریی رویایی صدای قل قل سماور روی تخت گوشه ی حیاط و درختانی که سخاوتمندانه حیاط را زیر سایه ی خود گرفته بودند
یک خانه پر از زیبایی که وصفش با نوشتن نمی گنجدباید دید و لمسش کرداما افسوس و صد افسوسکه تمام شدیعنی تمامش کردند
اینجاست که می گویند:هیچ کار خدا بی حکمت نیست"و باید نشست و برای مرگ هم خدا راشکر کرد!واقعا نعمت بزرگی ست شاید اگر مرگ نبود؛باید یکی از خودمان هم ظالمانه ما را تمام می کرد...
خدایا شکرت [لینک ضمیمه]
https://hw18.asset.aparat.com/aparat-video/86cd28b6a2808cb96dad807b22....mp4

اشتراک گذارنده tanhadarhhial و 27 نفر دیگر