8_37_10.jpg jokland-adouh4jrsd.jpg jokland-adouh4jrsd.jpg jokland-adouh4jrsd.jpg

شـک نـدارم سـفـره ی دلـم را ڪــﮧ وا ڪـنم هـم.. [درباره]
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ فریاد میزند :

درباره

موارد دیگر
نام کاربری : 1368231m
نام کامل : Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
امتیاز کاربری : 1851
جنسیت : زن
وضعيت تاهل : دوران نامزدی

موسیقی پروفایل

بیشترین برچسب های استفاده شده

بارکد اختصاصی

Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
-تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت… [لینک ضمیمه]

دیدگاه · در گروه "خاطره" توسط Mobile

اشتراک گذارنده ayso66 Horamtanha
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
عطرش که پیچید، برگشتم هیچکس نبود. کسی چه می‌داند، شاید به من فکر می‌کرد ... [لینک ضمیمه]

دیدگاه · در گروه "خاطره" توسط Mobile

اشتراک گذارنده ayso66 و 3 نفر دیگر
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
این روزها... حکایت من و عشق حکایت زمستان و زردآلوست ؛ وسط سرما و برف و بوران دلم هوس آغوش کسی را دارد که نمی آید که نمی رسد که نیست... [لینک ضمیمه]

دیدگاه · در گروه "خاطره" توسط Mobile

اشتراک گذارنده ayso66 و 7 نفر دیگر
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
.گرمایی بوده ام همیشه . . .اما بین خودمان بماند؛ سرمایی میشوم وقتی پای آغوش تو درمیان باشد !. [لینک ضمیمه]

دیدگاه · در گروه "خاطره" توسط Mobile

اشتراک گذارنده 7171komeyl و 6 نفر دیگر
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
چقدر کم توقع شده ام نه دستان گرمت را می خواهم ،نه بودنت راهمین که بیایی ،از کنارم رد شوی کافیست مرا به آرامش می رساند ،حتی اصطکاک سایه هایمان . . .……………………………………………… [لینک ضمیمه]

دیدگاه · در گروه "خاطره" توسط Mobile

اشتراک گذارنده ayso66 و 5 نفر دیگر
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
من بروم آب از آب تکان نمی خورد !تو نرو که بی تو دنیا به هم می خورد [لینک ضمیمه]

دیدگاه · در گروه "خاطره" توسط Mobile

اشتراک گذارنده ayso66 و 6 نفر دیگر
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
تو آرزوی بلندی، و دستِ من کوتاه... [لینک ضمیمه]

دیدگاه · در گروه "خاطره" توسط Mobile

اشتراک گذارنده Kadbanoo34 و 8 نفر دیگر
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
دلم.. گریه میخواهد... یک اغوش بی منت... یک اغوش مردانه... ومن فقط ازدردهایم بگویم... واوفقط بگوید... درکت میکنم..من کنارتم... دلم یک دنیا تنهایی میخواهد با یه عالمه تو و تمام گوشه کنارهای آغوشت دلم اغوش مردانه میخواهد... نـــه اینکـــ ــه مرد باشد! هــــــــــــــرگــز! مردانـــه باشـــد فقطـــــ!! محـــکم باشد !! آنقدر محکـــم که بتوان تآ آخــــر دنیآبه او اعتمـــآد کرد !!


اشتراک گذارنده Kadbanoo34 و 22 نفر دیگر
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
Ðαячα ᵐᵉʰʳᵃᵇᵒᶰ
[لینک ضمیمه] سرم درد میکنه ... چشمام می سوزه نه حوصله نوشتن دارم ... نه حسی برای غرق شدن توی ذهن آشفته ام مث یه بچه ای شدم که پستونکش رو گم کرده ... انگار مامانشم نیست!اونقدر زار میزنه که از حال میره!دوست دارم دست خودم بگیرم و برم یه جای دور،که نه خودم، خودم رو بشناسم و نه آدما منو!آدما ، هیچ وقت نمی مونند ... آدما هیچ وقت برای من نمی مونند...

دیدگاه · در گروه "خاطره" توسط Mobile

اشتراک گذارنده Kadbanoo34 و 24 نفر دیگر